close
چت روم
دانلود رمان زیبایدر جگر خاریست ,موبایل و pdf
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبایدر جگر خاریست ,موبایل و pdf دانلود رمان زیبایدر جگر خاریست ,موبایل و pdf

 

pdf دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان در جگر خاریست | نسیم شبانگاه کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

صدای زنگ که میاد صداشون میکنم: آبتین،آذین زود باشین حنا رسید…بدویین…
زنگو میزنم«این مگه کلید نداره؟؟؟»
برمیگردم تو اتاق تا آماده بشم،خدا کنه به موقع برسم، بهار خیلی رو وقت حساسه، اصلا رو همه چی حساسه، رو وقت بیشتر…
صدای حنا میاد: کوشین پس ملت …حنا اومده کجایین؟؟؟
«ذوق مرگ شدی از این استقبال گرم نه؟؟؟»
ـ چه خبرته بابا ، مگه سرآوردی؟؟؟
عـزیـــــــــــــــــــــ ـــزم، خستگی از سر و روش میباره،به روی خودش نمیاره،دلم براش تنگ شده، بعد یه هفته همخونم برگشته، همخونه منو بچه هام… دوست… دوست روزای سخت.
تو یه دستش تار، تو یه دستش یه عالمه کیسه های رنگی و یه ساک خیلی کوچیک، ومن میدونم که نصف بیشتر اون کیسه های کوچیک سوغاتی واسه منو بچه هامه، امکان نداره حنا جایی بره و اونجارو واسه ما بار نکنه بیاره…
لبخند میزنه و همه وسایلاشو رو هم روهم تلنبار میکنه رو اپن «زمینو ازت گرفتن؟؟؟ میریزن خووو»
لبخند…


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
تهران چت