close
چت روم

دانلود رمان زیبای عشق شفق ,موبایل و pdf

شیراز چت
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

قسمتی از متن رمان : با صدای خاله از افکارم در اومدم… دیدم که کنارم نشسته وداره با لبخند نگام میکنه، دستمو گرفتو گفت:شفق جان عروس گلم، داری به چی فکر میکنی؟ خیلی تو خودتی…برو یه کم پیش نامزدت بشین. یه نگاه به گل پسرش انداختو گفت:پسرم دوست داره الآن تو پیشش باشی، نگاش کن ببین داره تورو نگاه میکنه. برگشتمو چشمم افتاد به پسر خاله گرام، لبخند بهم زد که من با اخم صورتمو برگردوندمو به خاله نگاه کردم… خاله هم به من نگاه کردوگفت:درسته هنوز رسماً نامزد نشدیدو هنوز حلقه بهم ندادید، ولی نشون کرده که هستید؛ اصلا ً فکرشو نمیکردم از وقتی که پسرم از ترکیه برگرده اینقدر عاشقت بشه، خیلی دوست دارم عروسم بشی… میدونم که توهم پسرمو دوست داریو بروز نمیدی، خیلی خوشحالم شفق…اسماتونم بهم میاد، شفق وشاهین. همینجور ساکت داشتم به حرفا وخوشحالیهای خاله نگاه میکردم، این کاراش پاهای منو برای نه نگفتن سست میکرد.. دلم میخواست فریاد بزنم وبگم من با این ازدواج راضی نیستم، من کس دیگه ای رو دوست دارم نه شاهینو…مطمئن بودم شاهین هم متوجه شده بود که من عاشقش نیستم ولی نمیدونم چرا بروز نمیداد، باید باهاش حرف میزدم…چند روز دیگه نامزدی بود..من مهرابو میخواستم…فقط مهرابو ..دورو برمو نگاه کردم کلّ فامیل دور هم جمع شده بودن… در واقع به بهانه معرفی کردن منو شاهین ودعوت کردن فامیل برای روز نامزدی، چشم دخترای فامیل در اومده بود، کاش شاهین عاشق یکی از اینا بشه ومنو ول کنه…اینجوری نمیشه، مهراب وقتی قضیه رو فهمید داشت پشت تلفن گریه میکرد…من نمیخوام اینطوری بشه…نباید بزارم، یه ازدواج اجباری….زندگی بدون عشق من با شاهین. مهراب شکست خورده…وقتی بهش فکر میکنم قلبم بدرد میاد، مهراب جز من کسی رو نداره ومن بدون اون نمیتونم زندگی کنم…آخرش نباید اینجوری بشه، پدرومادرم بدون پرسیدن نظرمن به خاله جواب مثبت دادن، خدایا…یه عمر خاله به من خوبی کردو من جلوی چشماش بزرگ شدم…چجوری جواب منفی بدم؟ اگر رابطه بین دوتا خانواده ها بهم ریخت چی؟…نه….شفق، مگه خانواده ها بنظرتو اهمیت دادن؟ بهتره به فکر خودتو مهراب باشی، باید علاقتو به مهراب به همه نشون بدی..

 
 
-
-
-

منبع : نودهشتیا 

موضوع:

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 30 آذر 1393 ساعت: 14:28

نظرات()

تعداد بازديد : 9588

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط (( یه دوست خوب )) در تاریخ 1394/11/12 و 15:32 دقیقه ارسال شده است

یه دوست خوب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 1309
کل نظرات : 455
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 5
تعداد اعضا : 656
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز : 2,202
بازدید دیروز : 1,994
ورودی امروز گوگل : 281
ورودی گوگل دیروز : 470
آي پي امروز : 332
آي پي ديروز : 440
بازدید هفته : 11,667
بازدید ماه : 36,086
بازدید سال : 36,086
بازدید کلی : 7,775,316
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 54.234.45.10
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : یکشنبه 01 بهمن 1396

درباره ما

چیک دانلود پورتال جامع سرگرمی و تفريحی
الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إلا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وَ ما خَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَیءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُرسِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض وَ لا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها و الله سَمِیعٌ عَلِیمٌ الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُهُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

نظر شما در مورد سایت




چجور رمانی رو میپسندی