تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان احساس خاموش دانلود رمان احساس خاموش

pdf دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان احساس خاموش | نیلوفر جهانجو کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

پشت میز کارم نشسته بودم و حسابهای این ماه کارخونه رو بررسی میکردم تا مشکلی نداشته باشه..به کارمندا نمیشه اعتماد کرد..زیاد جدی نمیگیرن کارو..گوشیم زنگ خورد..از رو میز برداشتمش نگاهی بهش انداختم..از خونه بود..
سریع جواب دادم:
-جانم؟
صدای گرم و مهربون مامانم اومد:
-سلام دخترم..
لبخندی نشست رو لبام..تکیه دادم به صندلیم و گفتم:
-سلام مامان جونم..خوبی قربونت برم؟
-فداتشم دخترم..خسته نباشی..
-مرسی مامانم..کاری داشتی؟
صداش به نظرم یکم هول بود..سعی کرد خودشو جمع و جور کنه گفت:
-اره عزیزم..زنگ زدم بگم زود بیایی خونه..
رادارام به کار افتادن..چشمامو ریز کردم و گفتم:
-چرا؟..اتفاقی افتاده؟

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان