تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم

 

pdf دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم |  مامان نخودچی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

محبوبه با حرص لباس را روی تختم پرت کرد و عصبی سرتاپایم را برانداز کرد وبا خشم گفت:خجالت بکش ایرن!
دستم را زیر چانه ام گذاشتم با خونسردی لبخندی به چهره برافروخته اش کردم وگفتم :چرا؟
از خونسردیم خشمش دوچندان شد وغرید: چرا!؟ لخت بری سنگین تری!
پفی کردم وبی حوصله گفتم :بس کن محبوب!
غصبناک گفت :بس کنم تا هرگندی که دلت میخواد به زندگیت بزنی؟! آخه به چه قیمتی این دل این پسرو بدست بیاری؟ با بیرون ریختن تن وبدنت؟!مگه اون چی داره که خودتو داری بخاطرش به آب وآتیش میزنی؟
دیگر نتوانستم خودم رو کنترل کنم وعصبی گفتم:دوسش دارم بفهم!
سرش رو به نشانه تاسف تکان داد با ناراحتی چادروکیفش را برداشت وقبل از اینکه اتاق را ترک کند با بغضی که در صدایش بود گفت:عشق این پسر کورت کرده، حواست به کارات نیست ،نگرانتم!
وقبل از اینکه اجازه دفاع به من بدهد در را محکم بست ورفت !طبق معمول قهر کرده بود ،عاشق نبود حال من را بفهمد.نمی دانم تا کی باید سراین مسئله با شیدا ومحبوبه بحث جدل می کردم؟!


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان