close
چت روم
دانلود رمان زیبای پاییز بلند ,موبایل و pdf
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای پاییز بلند ,موبایل و pdf دانلود رمان زیبای پاییز بلند ,موبایل و pdf

 

pdf دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

در زمان های قدیم در اطراف شهر رشت دو ده بزرگ وجود داشت ، که اولی را ده بالا.. و دومی را ده پایین میگفتند. ارباب ده بالا، خان علی نام داشت . خان علی همیشه به فکر خوش گذرانی خودش بود و از دست رنج مردم بیچاره ی ده عمرش رو به خوشی میگذراند .
مردم این ده هم زیاد برای آباد شدن ده خود تلاشی نمیکردند و به آینده خود و خانواده ی خود اهمیتی نمی دادند . با دست رنج کمی که به دست می آوردند زندگی سختی رو می گذراندند .. ولی برعکس اون ، ده پایین خانی داشت به نام عزت خان.. که فقط از اربابی اسم اون رو یدک میکشید . عزت خان بسیار مهربان و خون گرم بود ، همیشه در خدمت مردم ده بود و به آنها کمک های بسیاری میکرد . مردم که از رعایای خان بودند برای تشکر از ارباب خود سعی در آباد کردن ده میکردند و از هیچ کوششی دریغ نمیکردند . عزت خان هم تلاش آنها را بدون پاداش نمیگذاشت…
چند سال پیش در ده بالا مردی زندگی میکرد به نام حاج رضا ستوده… که بعد از ازدواج دوم ، دوباره به فکرش رسید که زن سومی انتخاب کند.. حاج رضا زن دوم رو مجبورا به خواستگاری ماه منیر به خونه ی مش قاسم فرستاد . بر حسب اتفاق خواستگار ایده آلی برای خواهر کوچکتر ماه منیر پیدا شده بود و مش قاسم که نمیخواست این خواستگار را از دست بدهد و برای رسم و سنتی که در قدیم بود که باید دختر اول به خانه ی بخت برود تا خواستگار برای دختر دیگر پا پیش بگذارد ، برای همین مش قاسم بدون در نظر گرفتن مخالفت ماه منیر در عرض یک هفته ماه منیر را به عقد حاج رضا در آورد و با جهاز کمی که برای او فراهم کرده بود او را به خانه ی حاج رضا فرستاد..
دختر جوان وارد خانه ای شده بود که عروس سوم به حساب می آمد . اوایل زندگی ، حاج رضا مرد خوبی برای ماه منیر بود و او هم در پناه شوهرش به کارهای خانه می پرداخت ، ولی زنهای دیگر حاج رضا به او مثل یه کلفت نگاه میکردند و هر کدام به او دستوراتی می دادند… ماه منیر هم مجبوربود به خاطر آرامش شوهرش بدون اعتراضی هر کاری که آنها میخواستند انجام بدهد.. حاج رضا از دو زن خود فرزندان پسر داشت اما دلش میخواست که ماه منیر هم اولین فرزندش پسر باشد ، وقتی او حامله شد حاج رضا هر کاری را برای راحتی زن سومش انجام می داد و به زنهای دیگر هم دستور داده بود که هوای او را داشته باشند ولی از بخت بد ماه منیر، بچه ی اولش دختر شد و این اتفاق تمام آرزوهای حاج رضا رو به هم زد . برای همین به سادگی آنها را کنار گذاشت و دیگه توجه ای به آنها نکرد .. 


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام