تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای یه نفر باز صدا زد …,موبایل و pdf دانلود رمان زیبای یه نفر باز صدا زد …,موبایل و pdf

 

pdf دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان یه نفر باز صدا زد ... | مریم اسکندری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

روموبر میگردونم چهرش آشناست قلبم به تپش میوفته…میخوام رومو برگردم اما…
با جیغ مهیبی از خواب بیدار میشم به نفس نفس افتاده بودم.خدای من دوباره همون کابوس…دربا صدای بدی باز میشه.
-ساناز؟
سعی میکنم حرف بزنم.
-چیزی نیست.
آروم بهم نزدیک میشه ومیگه:حالت خوب نیست؟باز کابوس دیدی؟
سرمو به بالاوپایین تکون میدم.کنارم میشینه وسرم وتوبغلش میگیره.
-از بس بهش فکر میکنی دخترم!چقدر بهت بگم مهم نیست دیگه گذشته بهش فکر نکن.
صورتم خیسه در حالی که نفس زدن هام کمتر شده میگم:چطور میتونم مامان!چطور میتونم….
صورتش خم میشه وگونمو نشونه میگیره.
-گذشته دخترم گذشته خوشگلم…
با شنیدن خوشگلم از زبون مامان لبخندی رولبم میشینه خیلی وقت بود که کسی بهم این کلمه رونگفته بود.
از رومیزم پارچو برمیداره وبرام آب میریزه…کار هر شبش شده بود به این وضع عادت کرده بودم.لیوان وبر میدارم.
-ممنونم.
-من برم مشکلی نداری؟
-نه مامانم مرسی.
از جاش بلند شدوسمت درحرکت کرد…


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام