close
دانلود آهنگ جدید
دانلود رمان زیبای زمین و آسمون,موبایل و pdf
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای زمین و آسمون,موبایل و pdf دانلود رمان زیبای زمین و آسمون,موبایل و pdf

 

pdf دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان زمین و آسمون | yasamin51214 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

خانم مهندس…؟خانم مهندس..؟ اه باز این داروغه پیداش شد در اتاقم قفل بود محکم داشت می زد به در ازرو همون صندلی بلند داد زدم :چی شده اقای رحمانی؟
_خانم من پنج دقیقه پیشم اومدم در اتاقتونو زدم بهتون گفتم :این کارگرا طبق دستور العمل شما کا رنمی کننا!
_کدوم دستور العمل؟
_همون که دیروز ارائه دادین دیگه .یهو دوزاریم افتاد کارنمیکنن؟یعنی چی؟مگه دست خودشونه؟همون جور با عصبانیت بلند شدم رفتم درو باز کردم
-برا چی؟کی خط تولیدو عوض کرده؟ با اجازه کی؟
بیچاره از ضرب باز شدن یهویی در یه قدم رفت عقب و گفت:می گن یه بازرس ازطرف هیئت مدیره اومده داره همه بخشارو بررسی می کنه دماغشو تو کفش خیلیا کرده همین دیروز اسماعیلی زنگ زده… ای بابا دوباره این بی بی سی شروع کرد. بی حوصله گفتم:
_اسماعیلی رو ول کنین همین جناب دستور تعویض برنامه کاری رو عوض کردن؟
تلگرافی گفت:بله.
حرکت کردم به سمت دستگاها و کارگرا قسمت اداری بالابودو خط تولید پایین .همین طور که از پله ها پایین می اومدم رحمانی هم امار کارگرا رو گزارش می داد رسیده بود به شونصدمین کارگر که سر کارگرمونو دیدم رفتم طرفشو صداش کردم: اقای یزدانی اینجا چه خبره ؟ یزدانی که سرگرم بحث کردن با یکی از کارگرا بود سریع برگشت طرفمو گفت:
_ اومدین خانم مهندس ما به ساز کی برقصیم؟این اقا کیه؟شما حرفتون مگه با هیئت مدیره یکی نیست؟
ای بمیری مهر پرور بی شور من که می دونم همه چی زیر سر اون مار مولکه! از اولم انگار من بدبخت ارث باباشو خوردم….
رو به یزدانی گفتم: کحالا کجان این شازده؟ 


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
تهران چت