تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای شکارچی آتش,موبایل و pdf دانلود رمان زیبای شکارچی آتش,موبایل و pdf

 

pdf دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان شکارچی آتش | ثنا77 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

روی تخت دراز کشیده بودم و به سقف خیره شده بودم.امروز ۱۶ اسفند بود.آخرین روز حبسم توی این قفس لعنتی.بالاخره انتظار ده ساله ام داشت تموم می شد.توی این ده سال کارم شده بود فقط فکر کردن ولی با وجود این همه سختی هرگز از کاری که کردم پشیمون نبودم.از روی تخت بلند شدم و پایین پریدم.
-اوهو…مگه میمونی که اینطوری پایین میای؟
رومو برگردوندم و سمیه رو دیدم.زنی که الان تقریبا بیست سال بود که توی زندان بود.نمیدونم چه گندی زده بود که به حبس ابد محکوم شده بود.برام اهمیتی هم نداشت که سر از کار دیگران در بیارم.
جوابی ندادم و سرم رو برگردوندم.ارزش حرف زدن نداشت
-هوی مگه کری؟
کر نبودم ولی عادت داشتم موقع وزوز کردن مگس ها خودمو میزدم به کر بودن.دفتر خاطراتم رو برداشتم و خواستم برم بالا که سمیه دستم و کشید و منو برگردوند سمت خودش.مثل همیشه همه ی زندانی های سلول های کناری بیرون ایستاده بودن و زل زده بودن به ما.انگار که دارن فیلم سینمایی می بینن.
به چشماش زل زدم و گفتم
-بکش کنار
این دعوا ها کار هر روزه امون بود.من تا اونجا که میتونستم از سمیه دوری میکردم.ازش نمیترسیدم فقط به خاطر اینکه برام مثل یه مزاحم بود.اونم از هر فرصتی استفاده میکرد تا بتونه منو ضایع کنه ولی من کسی نبودم که بهش اجازه همچین کاری رو بدم.
خواستم برگردم که دوباره دستم رو کشید و صورتش رو نزدیک کرد
-هنوز حرفم تموم نشده
حوصله اشو نداشتم.دیگه داشت زیاده روی میکرد.دستش که آزاد بود رو گرفتم و پیچوندم.هلش دادم و چسبوندمش به دیوار.با عصبانیت گفتم


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان