تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان کژال | موبایل و PDF

pdf دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

21 دانلود رمان کژال | artemiss mk کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

صدای آیفون من رو از عمق درس بیرون کشید…به کمرم کش و قوسی دادم و بلند شدم صدای زنگ قصد متوقف شدن نداشت باید حدس میزدم چه کسی پشت دره…آیفون رو برداشتم
-کیه؟
-منم خرخون باز کن اون درو مردم از سرما…
حدسم درست بود پریسا با چهره ی گل انداخته از سوز و سرما به داخل اومد…خندم گرفت
-کوفت چرا میخندی؟
-قیافشو نگاه انگار از قطب اومده.. دختر تو چرا اینقدر سرمایی؟!!
-وا مثه تو گرمایی خوبه..یه چایی بردار بیار ببینم
همینطور که به سمت اشپزخانه میرفتم پرسیدم
-خب واسه چی اومدی اینجا؟
-زهرمار این چه طرزه مهمون نوازیه …خونه ی خالمه هرموقع بخوام میام اصلا به تو چه..؟
با سینی چایی برگشتم
-خب حالا….
همینطور که عشوه میومد گفت-بهم برخوردااا
با خنده گفتم-خب میخواستی بری کنار که بهت برنخوره
-ااا لووس همه چیو مسخره کن کژال..بهم میرسیم.راستی خاله و عمو کجان؟
-رفتن عروس دومادی بیرون


منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
چت روم تهران