تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان بعد از آن شب | موبایل و PDF دانلود رمان بعد از آن شب | موبایل و PDF

pdf دانلود رمان بعد از آن شب | لیندا هووارد | مترجم : Parizad17 (PDF و موبایل) دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان بعد از آن شب | لیندا هووارد | مترجم : Parizad17 (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان بعد از آن شب | لیندا هووارد | مترجم : Parizad17 (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان بعد از آن شب | لیندا هووارد | مترجم : Parizad17 (PDF و موبایل) دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان بعد از آن شب | لیندا هووارد | مترجم : Parizad17 (PDF و موبایل) دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

 

 21 دانلود رمان دنیا همان یک لحظه بود | Artmis69 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

روز خوبی برای خیال پردازی بود .اواخر عصر بود و خورشید وقتی میتوانست از میان درختان پر تعداد جنگل عبور کند ، سایه های درازی ایجاد میکرد ، ولی در بیشتر مواقع انوارِ شفاف طلایی رنگش ،همان بالای درختان باقی میماند و جنگل را در سایه ی مخوفی فرو می برد . هوای گرم و مرطوب تابستان ، از بوی شیرین و صورتی رنگ شهد خانگی ، عطر قهوه ا ی رنگ خاک و سبزیجات پوسیده ،همراه با بوی سبز برگها ، معطر شده بود . رایحه ها برای “فِیث دِولین” رنگ داشتند . او از وقتی کوچک بود با رنگ کردن رایحه ها ،خودش را سرگرم میکرد .
بیشتر رنگها چون از شکل ظاهری چیزی ،گرفته شده بودند ، مشخص بودند . البته که زمین بوی قهوه ای می داد ،البته که بوی تازه و تند برگها در ذهن فیث سبز رنگ بود .گریپ فروت بوی زردِ روشن می داد . او هیچ وقت گریپ فروت نخورده بود ولی یکبار که در فروشگاه با تردید یکی را بدست گرفته و پوستش را بو کرده بود ، هم بوی شیرین و هم بوی ترشش را در بینی و روی زبانش حس کرده بود .
رنگ کردن اشیاء در ذهنش ،برای فیث راحت بود .رنگ امیزیِ بویی که انسانها می دادند، به مراتب سخت تر بود . چون انسانها هرگز ،نه فقط یک رنگ که ترکیبی از چند رنگ با هم بودند . رنگها در انسانها معنی متفاوتی، از انچه در اشیا می دادند ،داشتند . مادرش ،رنه ( Renee )،بوی قرمز اتشین می داد ، به همراه گردابهایی از رنگ سیاه و زرد . ولی رنگ قرمز اتشین تقریبا تمام رنگ های دیگر را کنار میزد .زرد در اشیاء رنگ خوبی بود ولی در انسانها ،نه . همین طور سبز . یا حداقل بعضی از تن های سبز . پدرش ،اموس( Amos )، ترکیب چندش اوری از رنگهای سبز ، بنفش ، زرد و سیاه بود . رنگ امیزی بوی پدرش خیلی اسان بود چون از وقتی به یاد داشت همیشه پدرش و استفراغ کردن را کنار هم میدید . نوشیدن و بالا اوردن ، نوشیدن و بالا اوردن ، این تمام کاری بود که پدرش میکرد . و دستشویی کردن ، او خیلی دستشویی می رفت .

   

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام