تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان جدال بین اسمس و اممس | موبایل و PDF

 

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

قسمتی از متن رمان :

-مامان جوراب من کو؟
مامان-من چه میدونم کدوم گوری گذاشتی بگرد پیداکن؟
بالاخره بعداز ده دقیقه پیداشون کردم،نشستم رو زمین و پوشیدمشون…
وای حالا با این شلوارتنگ چه جوری بلندشم! آخه یکی به من بگه واجب بود انقدر شلوارتو تنگ کنی که حالا انقدر بدبختی بکشی.
خداجون ده تا صلوات نذر میکنم از دست مِهرا جون سالم به درببرم.
سریع موهامو یکم درست کردم وکج ازتو مقنعم ریختم بیرون،یه دور خودمو تو آینه نگاه کردم …مانتو شلوار سرمه ایه مدرسم توهیکل توپرو قدبلندم خودنمایی میکرد.
یادم افتاد جزوه حسابانمو برنداشتم؛سریع خم شدمو از تو کمدم جزوه هامو
برداشتم کوله پشتیم روهم دستم گرفتمو دوییدم توحیاط… همینجوری که بندکتونی های سفیدمو می بستم دادزدم
-مامان من دارم میرم کاری نداری؟
مامان-نه برو به سلامت،فقط سماء غروب زود بیا خونه قرارِبرای آشِ رشته ی ماه محرم سبزی بخریم،کمک می خوایم.
-باشه زود میام خداحافظ.
سرم تو کیفم بودوداشتم جزوه هاموتوش میذاشتم…رسیدم به درِپس
کوچمون ،نفهمیدم یه دفعه چیشد که پام گیرکرد به درو کله پاشدم وسط کوچه…کله جزوه هامو وسایل تو کیفم پخش زمین شد.
شانس آوردم با این زمین خوردنم شلوارم پاره نشد،دوتادستامو آوردم بالا وگفتم
-خداجون چاکرتم ،شکر.

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان