تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای پیشکش , موبایل و PDF

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

 قسمتی از متن رمان :

با دوتا دستام سرم رو نگه داشته بودم…..ولی انگار می خواست منفجر بشه…..خودم هم عین کوه آتشفشان بودم….آماده بودم تا فوران کنم….مدام راه می رفتم….نمی تونستم یک لحظه هم بشینم….چشمای نگران سه نفر روی من بود….مامان……مامان قشنگه (مادربزرگم)……و خاله مهری (خاله ی مامانم)….مامان ایستاده بود و نگام می کرد…..ولی اون دو نفر روی مبل نشسته بودن…..راه می رفتم و حرص می خوردم……
من – اِ..اِ…فکر کردن من هنوز یه دختر هیجده نوزده سالم که هیچی نگم……واسه من دستور می ده……یه پاش لب گوره ها….اونوقت برای من تعیین تکلیف می کنه…..کم خودش و بچه هاش زندگیم رو به آتیش کشوندن…..حالا بازم من رو به حضور طلبیده….کی می خوان درست شن؟….همه چیمو ازم گرفتن…ولی بازم طلبکارن….خجالت هم خوب چیزیه به خدا….
بعد برگشتم سمت مامان….
من – شما هم هیچی بهشون نگفتی؟….تا کی می خوای سکوت کنی؟….زندگی خودت رو خراب کردن هیچی….زندگی منم خراب کردن…..بازم دارن تو زندگی من دخالت می کنن و شما هیچی نمی گی……
مامان – چی بگم؟….خودت که پدربزرگت رو خوب می شناسی…
من – آره…..می شناسم…..که دارم آتیش می گیرم….مگه یادم رفته چقدر وقیحانه گفتن سامان به درد تو نمی خوره…..سامان ترانه رو می خواد….ترانه عاشق سامانه….ترانه عشق سامانه….ترانه کوفته….ترانه زهرماره…..تو پاتو از زندگی اونا بکش کنار…..انگار نه انگار که من زن سامان بودم…..که ترانه خانوم اومد پاشو کرد تو کفش من….زندگی منو شروع نشده خراب کرد…..اونوقت می گفتن پاتو از زندگیشون بکش کنار……
مامان – بسته دختر….مریض می شی…..حالا تو یه ماهی برو پیششون….ببین حرف حسابشون چیه؟….
من – کجا برم؟…برم وسط یه عده گرگ…..که آمادن تیکه پارم کنن…..
مامان – اگر هم نری…باز لج می کنه….تو که تورج خان رو می شناسی؟؟؟؟؟

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام