تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای سنگ قلب مغرور , موبایل و PDF

 

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK) 

قسمتی از متن رمان :

اّه،خدا لعنتت کنه پروانه که صبح به این زودی منه بدبختو داری عذاب میدی.
گوشی رو با بدبختی پیدا کردم. مثل هر روز این پروانه باید مثه آلارم گوشی تنو بدن منو بلرزونه.
ـ چته دختر ، بابا من نخوام تو یکی منو از خواب بیدار کنی کدوم خری رو ملاقات کنم؟هاااااا؟
ـ هووووووووووووی بابا نفس بگیر. خوبه خواب بودی این ظورتخت گاز میری .والا….
ـ مرگ. کوفت. پروانه به خدا اگه گیرت بیارم خودتو رسما مرده بدون.
ـ باشه بابا حالا بزار ببینی بعد. میگم زودتر بیا منتظرم.
ـ باشه بابا. میام. امر دیگه ای؟
ـ نه عاشقتم عزیزم.هلاکتم دربست. مخلصیــــم.بای.
ـزبون باز ،خرشدم.در ضمن کمتر فک بزن. خدافظ.
هی خدا کی میشه از شر این فرشته عذاب خلاص شم. ولی خداییش فرشته است این پروانه.دختر خوبیه ولی یه ذره خوله فقط یه ذرررررررره.
از روی تخت بلند شدم. حال و حوصله ی مرتب کردنشو ندارم مگه غیر از منو پروانه کی توی این خونه پا میذاره که بخوام نگران تمیزی و جمعو جوریش باشم.
امروز حسابی باید باید انرژی داشته باشم چون قراره حسلبی بدو بدو و کل کل داشته باشیم.رفتم تو اتاقم و به سخت ترین قسمت روزم رسیدم. اووووف حالا چی بپوشم؟
یعنی اگر ما دخترا یه اتاق مخصوص لباس داشته باشیم یا یه کمد یا فقط چند دست لباس فرقی نمیکنه بازم سر پوشیدن همیشه گیریم. منم که نماد کامل یه دختر(!) پس خیلی معمولیه که الان با خودم دارم کلنجار میرم واسه پوشیدن!!!!!!!
بالاخره راضی شدم شلوار جین مشکی رو با مانتوی بلند نخی سبزآبی که سر آستینای سه ربعش ترمه دوزی داره بپوشم.
رفتم روبروی آیینه بزرگ کنسول آرایش ایستادم ومثل همیشه چند ثانیه به دختر توی آیینه زل زدم و باز تکرار کردم کردم هنوز ،باید زندگی کنی . هنوز ،باید نفس بکشی . هنوز ………هنوز……………..هنوز…….. ……..

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان