close
دانلود آهنگ جدید
دانلود رمان زیبای مثل پری …
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای مثل پری …


دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)
دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)
دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

قسمتی از متن رمان :

مثل کبریتم من… از همان ابتدا سرنوشتی جز سوختن انتظارم را نمی کشید. نه… نه. من از سالها پیش سوخته ام و تنها خاکستری تیره از من به جای مانده. من شب شده ام؛ سیاه… سرد و خاموش. به ستاره های درونم امیدی ندارم زیرا که بی فروغ هستند. من طرد شدم… رها شدم… بد شدم! با خدا قهرم؛ زیرا که او هم رهایم کرد. من کثیف شدم. کثیف تر از شیطان… شیطان تر از ابلیس. رهایم کردند… طردم کردند. عشق با من بیگانه است. آن را حس نمی کنم… دیگر حتی درک اش هم نمی کنم. خبیث… کثیف… بد؛ تعاریفی برای وجود منحوسم هستند. به اجبار خودم را برای کثیف ترین نگاه ها به نمایش می گذارم. این اجبار است… اجبار! اسمم شانو… کارم خودنمایی و نمایش دادن!
-آخـــ پام… کوری آقا؟!
سرمو بالا گرفتم و به طرف زل زدم. نور چراغ های ماشین روی صورت جذاب پسر افتاده بود. پسری قد بلند و ورزیده با ابروهای پرپشت مشکی شیطونی که از تاج ابروش تا انتهای اون، پهن تر میشه. چشمای قهوه ای تیره و کشیده و درشت، بینی مردونه و معمولی و لب های خوش فرم و مردونه و متناسبی داره. موهاش مشکی و خوش حالته و یه ته ریش مسخره هم روی صورتش داره. حالم از همه شون بهم میخوره. همه شون آشغالن. ته ریش میذارن که دخترا رو جذب خودشون کنند. دیگه بعد از این همه مدت که سر و کارم باهاشون بود، خوب می دونستم چجور موجودات کثیفی هستند. روی زانوش نشست و با یه لبخند شیطون گفت: حالت خوبه؟
همون طور که پاهام رو ماساژ میدادم، با آه و ناله گفتم: نه. نمیبینی مگه؟
با عصبانیت بهش نگاه می کردم و از چشمام خون می چکید. خندید و گفت: خودت پریدی جلوی ماشین.
اخم کردم و گفتم: خنده داره؟ زدی آش و لاشم کردی و می خندی؟
پوزخند زد و بازومو گرفت و کمکم کرد بلند بشم. وقتی ایستادم گفت: بیا بریم دکتر. چیزیت نشده.
داد زدم: چیزیم نشده؟ 

 

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
تهران چت