close
چت روم
دانلود رمان نطفه نسخه های PDF , اندروید و جاوا
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان نطفه نسخه های PDF , اندروید و جاوا


دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)
دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)
دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

منبع : نودهشتیا

قسمتی از متن رمان :

دوباره درد وکتک این هفته چندبار با کمربند بابام کتک خوردم رو یادم نیست تعدادش ازانگشت های دست و پاهام بیشتر شده حتی مامانمم باهاش همراه شده دیگه ازاون بدن سفید خبری نیست شده رنگ سیاه مثل روزگارسیاه من.
 دلم خوشه این دفعه کتکشون بی دلیل نیست مثل دفعه های قبل که از زور خماری کتکم میزدند چرا چون مواد نرسیده بهشون.این دفعه دلیل داره یه دلیل محکم دلیلش اینه که گفتم نه به تباه شدن آیندم گفتم نه بازم میگم ؛نه.
بابا- دختره ی احمق این همه سال بزرگت کردم حالا تو روی من وایمیستی !اینقدر میزنمت که صدای سگ بدی ،بی پدر…..
مامان-ولش کن دختره ی خیره سرو بیا بشین حالا دوباره می پرها .
-ولش کنم تا هر گُ..خواست بخوره ؛رفته درس خونده این جوری شده ها وگرنه غلط زیادی می کرد رو حرف من حرف بزنه
-بی خیال این نکبت شو،ما که اخر کار خودمونو میکنیم الکی اعصابتو خورد نکن.
-نه ،بزاربکشم این دخترِ نمک به حروموبازم میگی ،نه؟
با ته مونده ی انرژیم فریاد زدم نـــــــه بابام صدای فریادموشنید عصبانی ترشدوکمربندرو محکم ترزد تا اینکه از شدت ضربات کم کم جلوی چشمام سیاه شد.
با احساس کشیده شدن یه چیزنرم روی صورتم به هوش امدم.صدای گریه عزیز بود که داشت اسممو صدا میزد:
-نغمه، نغمه عزیزم به هوش امدی؟
مثل همیشه عزیزبود، کسی که تو تمام غم هام شریک بود همیشه اون بودکه منو دلداری میداد بیشتر مامانو بابام دوستش داشتم خیلی بیشتر.تا۱۶سالگی ؛ بابام تا شروع میکرد به کتک زدنم فقط گریه میکردم اما وقتی دیدم این اشک ها هم دل سنگی بابامو به رحم نمیاره موقع کتک خوردن نه گریه میکردم نه التماس .اما بعد ازکتک خوردنام میرفتم پیش عزیزو تو بغلش گریه میکردم اونم فقط منو نوازش میکرد چون نه میتونست جلوی بابا رو بگیره نه کاردیگه ای بکنه،باوجودعزیزمن بعد از هرکتکی مثل همیشه تنها بودم.

 

 

منبع : wWw.98iA.Com   

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام