تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای نقطه ی پایان


دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)
دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)
دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

منبع : نودهشتیا

قسمتی از متن رمان : 

 

داشتم با ارامش خونه رو متر میکردم که صدا جیغ سوگند از جا پروندم ســـــــــــــــــوگل میکشمت
همزمان که شروع به دویدم کردم گفتم دلت میاد
-الان بهت نشون میدم که میاد یا نمیاد
سریع رفتم پشت بابام قایم شدم و گفتم
بابا منو از دست این قاتل نجات بده میخواد منو بکشه-
- چیکار کردی باز وروجک
-هیچی بابایی فقط یکم تفریح
-اره هیچی فقط تو کیف پول من سوسک گذاشه
- پلاستیکی نبود؟؟
- نــــــــــــــخیر
- اااااااااا من فک کردم پلاستیکیه
بابام قش قش داشت مخندید بعد برگشت به من گفت خیلی کارت باحال بود بعدم دوباره شروع به خندیدن کرد خب بابای منه دیگه منم به بابام رفتم گویا بابام جوون بوده از این کاره زیاد میکرده خو ادم وقتی حوصله اش سر میره چیکار کنه؟؟؟
سوگند یه نگاه خبیصانه به من انداخت گفت
-دارم برات
با نیشه باز براش ابرو بالا انداختم رفتم تو اشپزخونه سوگند ۲۵ سالشه و من ۲۲ سال خونواده ی خیلی گرمی وصمیمی داریم مامانم مهربونه وارومه سوگند هم مثل مامی جان اما بابام اروم نیس من مثل اونم شر شور باصدای مامانم از فکر اومدم بیرون
-باز تو اتیش سوزوندی؟
-نه بابا اتیش چیه ؟زبونم لال!! اتیش خودش میسوزه
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام