تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان آغوش سرکش - موبایل و PDF


دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)
دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)
دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

 

با حرفایی که چنددقیقه پیش ازموناشنیده بودم حسابی به هم ریخته بودم . انگار حرفایی روکه شنیده بودم باورنداشتم. باورم نمی شدکه ازنوهمه چیز دوباره داشت تکرارمی شد. بعدازگذشت نه سال حتی باشنیدن اسمش اززبون مونا اینجورکلافه وبهم ریخته شده بودم ،نمی دونستم بادیدنش بعدازاین همه سال اونم به این شکل چه جوری بایدرفتارکنم .کاملاًگیج وکلافه بودم وازیادآوری خاطرات گذشته که بی وقفه وبدون اینکه بخوام ازمغزم مثل فیلم سینمایی می گذشتندسرم به دوران افتاده بود. تحمل سرم که حال ازشدت درد روی تنه ام سنگینی می کردبرام غیرممکن شده بود .برای اینکه خودم روازاین افکارموذی خلاص کنم سرم روروی دستام روی میزگذاشتم وچشمام روبستم تاشاید اینجوری کمی آرامش پیداکنم. با آرنجی که به پهلوم خورد سرم روازروی نیمکت برداشتم وبه چشمای شیطون مونازل زدم وبادلخوری گفتم: - موناجون هرکه دوست داری بزاربرای یه دقیقه هم که شده کپه مرگم روبزارم. مونادرجوابم باشیطنت گفت: - پاشو خانم تنبله ،مگه این جاجای خوابه ، یکی نیست ازت بپرسه دیشب چه غلطی میکردی که اومدی توکلاس بگیری بخوابی؟! درحالی که چشمام اززورخواب بازنمی شدگفتم: - خوبه خودت می دونی دیشب تادیروقت امتحان ریاضی می خوندم. - ازبس خرخونی دیگه! حوصله کل کل کردن بامونارونداشتم پس باالتماس گفتم: - توراخدامونافقط بزار این چنددقیقه زنگ استراحت رویه چرتی بزنم. اماهنوزحرفم تموم نشده بودکه صدای زنگ کلاس بلندشد. وموناباخوشحالی گفت: - پاشو تنبل ،پاشوبریم که دلم برای یه والیبال درست وحسابی لک زده.
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان