تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان اشارات نظر - موبایل و PDF


لینک های دانلود به درخواست نویسنده به دلیل چاپ کتاب برداشته شد

-Dress Code دیگه چه صیغه اییه؟! نگاهم روى مامان در حال ورق زدن بورداى لباس ثابت مانده که از پشت شیشه عینک نگاهى سرسرى به من مى اندازد و با خودکارى که در دست دارد شکلى از سر بى حوصلگى در هوا مى کشد. -نمى دونم والا، از خودش بپرس! مى خواهم بلند شوم اما با صدایى که در آن رگه هاى کلافگى بیداد مى کند, ادامه مى دهد - فکر مى کردم شما دو تا قر و فر داشتید, اما این یکى دست شماها رو از پشت بسته! بى حوصله چشم مى چرخانم و از اتاق کار او بیرون مى روم. بابا در راهرو, پشت میز تلفنى نشسته که چندین سال است که هر جایى هست به جز روى آن میز. - مى رى خونه؟! کیفم را از آویز جا لباسی بر مى دارم -نه، منتظر نیما مى مونم که بیاد ببینم چى مى گه و حرف حسابش چیه! دفترچه به دست نگاهم مى کند و با سر به کیف مانده بین دست هایم اشاره مى کند -پس چرا شال و کلاه مى کنى؟! گوشى را از کیف بیرون مى کشم و تکان مى دهم - این رو مى خوام دفترچه را کنار مى گذارد و در حال بلند شدن با لحن بامزه اى مى پرسد - آقات در چه حاله؟! کم پیدا شده لبخند می زنم - رفته تبریز، بعد از ظهر برمى گرده به سمت آشپزخانه راه مى افتد و من هم سر در گوشى به دنبال او - کارى رفته یا مامانش اینا؟!
منبع : نودهشتیا
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام