تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان زیبای خواب زده


دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)
دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)
دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)
دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

بابا چشم هایی منتظر و بیقرار به مردی که پشت میز نشسته بود نگاه می کرد. منتظر لب گشودن او بود. آن همه صبوری و خونسردی مرد آزارش می داد. چه می دانست در دل او چه آشوبی است. عاقبت نگاه مضطر و بی تابش را به سمت همراهش چرخاند. مرد جوان چشم بر هم گذاشت. یعنی حالش را می فهمد. سپس با صدای همیشه گیرا و بمش، شمرده ولی نگران پرسید: - خب آقای مودت، می شنویم! آقای مودت روان نویس گران قیمت و طلایی رنگش را روی اوراق مقابلش گذاشت و دست به ته ریش چانه اش کشید و گفت: - پرونده پیچیده ایه. خیلی پیچیده! لب های بهار لرزید. - اون بی گناهه. نگاه مودت به سمت چشم های خیس دختر جوان کشیده شد. دلش سوخت. لحنش ملایم تر شد. - در قانون ما اصل بر برائته مگر خلافش ثابت بشه. با بیقراری گفت: - مگه ثابت شده که گناه کاره؟ - نه ولی شواهد همه بر علیهشه. شهود، ایمیلاش، وسایل شخصیش، مکالمات ضبط شده ش و هزاران مدرکی که یکیش هم می تونه دال بر جرم یک مجرم باشه. - ساختگیه! - شما اینو میگی دخترم، نه قانون! پای امنیت و مسائل سیاسی کشور در میانه. کیان گفت: - پر واضحه که این مورد طعمه شده. با کمی دقت هر آماتوری می تونه بفهمه. میشه با تلاش ثابت کرد. - حرفتون قابل تامله جناب اما دادگاه و قانون بر مبنای سندیت و مدارک حکم صادر می کنه نه ظواهر. - ممکنه مدارکی در همون ظواهر بی ارزش موجود باشه که بشه همه چیو وارونه جلوه داد، نه؟
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان