close
چت روم
دانلود رمان خواب های من | pdf , اندروید , جاوا
تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان خواب های من | pdf , اندروید , جاوا دانلود رمان خواب های من | pdf , اندروید , جاوا

دانلود رمان خواب های من

  • نام رمان : خواب های من
  • نویسنده : ensieh-oof
  • صفحات : ۱۳۲
خلاصه رمان : دختری به نام سارا خواب های عجیبی می بینه. فکر کنید که اگر این خواب ها به واقعیت بپیونده چی می شه؟ آیا سارا توانی مقابله با مشکلات و دنیای متفاوتی با اون می شه رو داره؟ می تونه از خودش بقیه دفاع کنه؟ بنظرتون سارا با برخورد با اون موجودات که تو خواب بودن حالا به واقعیت پیوسته چکار می کنه؟ اگه مایلیت ادامه داستان بخونید.

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : از زمانی که یادم میاد خوابهای عجیبی میدیدم ولی درون یکی از این خواب ها یک نفر صدام می کنه وقتی از خواب بیدار می شم یادم نمی یاد چی می گفت. اسم من سارا هست ۲۴ سالمه توی یک خوانواده معمولی زندگی می کنم. پدرم استاد دانشگاه ومادرم معلم یک برادر دارم اسمش سیاوش دانشجوی دکترای روانشناسی هست خود من هم دانشجوی پزشکی هستم. قیافه معمولی دارم موهام طلایی وصورت کشیده ای دارم لب های قلوه ای چشم های درشتی دارم که از پدرم به ارث بردم ابروهای کمونی وپرپشتی دارم اگر برشون دارم قیافم عوض می شه برادرم هم کاملا شبیه من هستش با این تفاوت که قیافه اون مردونه است هیکلی هم هستش. داشتم می گفتم که خواب های عجیبی می بینم منظورم اینکه بیشتر خواب های که می بینم اگر در مورد دور وبریام باشه اتفاق می افته ومابقی افرادی هستند عجیب قریب واتفافاتی که براشون می افته رو می بینم چند بار برا خانوادم گفتم ولی اونا من بردن پیش روان پزشک موقعی که کوچک بودم اونم گفت تاثیر فیلم ها ممکن باشه واینکه من بچم اقتضای سنم هست تو اون زمان مامانم منعم کرد که فیلم های تخیلی ببینم ولی با اینکه بزرگ شدم هنوز خواب های می بینم ولی کم کم یاد گرفتم که دیگه نگم در موردشون به خانوادم ربطش بدم به پرخوری موقعیت بد خواب و…چون خودشون هزارتا دل مشغولی دارن من با این خواب های پر دردسر بی معنی نمی خواستم ذهنشون مشغول کنم.بهتر بگم تو خوابام چی دیدم که کمی موضوع دست شما بیاد افرادی می بینم مثلا یه خانوم نه شبیه آدم های معمولی باکمی تفاوت اون کمی گوش هاش دراز ونوک تیز چشم های داره سبز که با نگاه کردنشون انگار تا مغز استخونتو می خونه من اسمشو گذاشتم بانو چون تو خوابم هرکی باهاش حرف می زنه اون بانو خطاب می کنه واما نفر بعدی مردی کوتوله وچاغ اونم اسمش الی هست چون مثل بانو خطاب به اون سر الیوت میگن ولی من مخففش کردم وبعدی مرد دانا هستش از بس که دیگران موعظه می کنه این اسمو روش گذاشتم ودیگری مرد تاریک هستش همیشه سیاه پوش هست وصورتش نشون نمی دهوزیر شنل مخفی خوب این هم از افرادی که محور اصلی خوابم در بر گرفتن الان فکر می کنید این دختره از بس که فیلم های تخیلی دیده اینطوری تخیلی شده ولی به جان خودمم که باشه من کلا فقط چندتا فیلم بزور می بینم در ماه.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
تهران چت