تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان مژده ی بهار , موبایل و pdf دانلود رمان مژده ی بهار , موبایل و pdf

دانلود رمان مژده ی بهار

  • نام رمان : مژده ی بهار
  • نویسنده : شکوفه عصمت
  • صفحات : ۸۷
خلاصه رمان : در مورد خانواده ی اصیل ایرانی است که داستان زندگی آنها را سیزده سال قبل از انقلاب روایت می کند و داستان ادامه می یابد تا بعد از انقلاب! این داستان بستر حوادث واقعی انقلاب، جنگ و امثالهم می باشد.

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : تنها صدایی که در سالن پذیرایی شنیده میشد، صدای تیک تیک ساعت عتیقه ی بزرگ بر روی دیوار بود. هر یک از اشک های چند وجهی دو لوستر بزرگ و یک شکل آویزان از سقف، رنگین کمانی هفت رنگ و زیبا می ساختند. درون کمد شیشه ای بزرگ گردویی رنگ، ظروف چینی آلمانی و نقره با سلیقه ی تمام در زوایای مختلف چیده شده بود. مبلمان و پرده های شکلاتی نباتی رنگ با رنگ زرد دیوارها تناسب چشمگیری داشت. تابلوی نقاشی شده از تصویر پدربزرگ در یک سو، تابلو فرشی از بوعلی سینا با شعر معروفش: کفر چو منی گزاف و آسان نبود… محکمتر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و آن هم کافر… پس در همه دهر یک مسلمان نبود در سوی دیگر روی دیوار بود. تابلویی از شکار بهرام گور و تابلویی بزرگ از مراسم عروسی روستایی در دیوارهای دیگر نصب شده بودند. قدمت آن خانه ی در ندشت به سی سال قبل می رسید. خانم جان مادر بزرگ تپل و عینکی که موهای بافته ی همیشه سیاهش را در زیر چارقد سفید تمیزی فرو می برد و همیشه بوی ادوکلن “بامبوس” می داد، تعریف می کرد که در جوانی با شوهرش که از یکی از ادارات اردبیل به تهران منتقل شده بود همراه سه فرزندشان ساکن پایتخت می شوند، زمین را از دولت خریده و تا ساخته شدن کامل آن در یکی از اتاق های خواهر کوچکترش خاله خانم در میدان ژاله، مستقر می شوند. پدر بزرگ دانه دانه نهال های شاهتوت، سیب، گلابی، گیلاس، هلو، به، گردو و انگور را به کمک باغبان اداره اش در جای جای حیاط بزرگ خانه نشانده بود و الحق که بعد از این همه سال چقدر پر بار و برکت شده بودند. ساختمان دو حیاط داشت. یکی حیاط بزرگ اصلی که به خیابان باز می شد و دیگری حیاط پشتی یا حیاط خلوت که به کوچه ی عقبی راه داشت.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان