تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان ارژنگ - اندروید,pdf,جاوا,آیفون دانلود رمان ارژنگ - اندروید,pdf,جاوا,آیفون

دانلود رمان ارژنگ

  • نام رمان : ارژنگ
  • نویسنده : انیس جن گیر
  • صفحات : ۸۴
خلاصه رمان : دو دوست بسیار صمیمی برای تفریح تصمیم میگیرن برای چند روز به شمال مسافرت کنند که برای اونها اتفاقات عجیبی می افته و …

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : پاتوق من اکثر اوقات اینجا بود تا وارد شدم ایلیا به استقبالم اومد. ایلیا:به سلام دادار خودم _سلام خوبی؟ ایلیا:خوبم خوبم بیا بشین یه جای دنج انتخاب کردیم نشستیم،سلیقه ی ایلیا فوق العاده بود قبلا این جا خیلی مدل سنتی و قدیمی داشت میشه گفت قهوه خونه بود ولی تا ایلیا تصمیم به کار کردن تو این رستوران کرد من کمکش کردم میز و صندلی بگیره خودش هم در و دیوار رو رنگ کرد صاحب مغازه چون پیر بود رستوران رو به پسرش و ایلیا سپرد و واقعا الان آدم هوس میکنه ساعت ها بشینه تو همین رستوران و از جاش جم نخوره.یه ده دقیقه از رفتن ایلیا میگذشت همونطور که داشتم رستوران رو میپاییدم با دو پرس غذا برگشت نشست روبه روم.نهارمون رو با سکوت نوش جان کردیم.بعد از نهار هم کمی نشستیم تا در مورد تعطیلات نوروز صحبت کنیم که کجا بریم. ایلیا:خوب حالا کجا میخوای بریم؟ _شمال ایلیا:ایول من عاشق شمالم…ولی نه ماشین داریم نه خونه.. _ماشین بابام رو میارم، واسه خونه هم میریم ویلای خودم ایلیا:ویلای خودت؟؟ از کی تا حالا دادار خان ویلا داره؟ _ پدربزرگم وصیت کرده که بعد از مرگش ویلا به اسم من باشه ولی هیچ وقت نخواسته من برم اونجا..ولی دیگه خسته شدم دوست دارم برم ببینمش ایلیا:چرا؟ یعنی تا حالا ویلای پدر بزرگت رو ندیدی؟؟ _پدر بزرگم سه سال قبل از مرگش این ویلا رو خریده..تو وصیت نامش نوشته به نام من میکنه ولی به شرطی که نره توی اون ویلا

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان