تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان مینو - موبایل و PDF دانلود رمان مینو - موبایل و PDF

دانلود رمان مینو

  • نام رمان : مینو
  • نویسنده : ازلی
  • صفحات : ۴۱۱
خلاصه رمان : مینو درباره ی دختر و پسریه که با وجود چهار سال همکلاسی بودن ، درست روز آخر دوره ی لیسانسشون با هم آشنا میشن … اون هم به واسطه ی یه دعوای همیشگی و پیش پا افتاده … اصطلاحش میشه ” دعوا سر نمره ” … هرچند ، اصل ماجرا چیزی فراتر از اینه …

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : - آقای بزر گ منش که میان ترمشونو از ۶ نمره ، ۳ گرفتن … حتی اگه پایانیشونم کامل بگیرن ، نمره اشون اینقدر نمی شه - درسته ولی آقای بزرگ منش هم پایانیشو کامل گرفته ، هم اینکه یکی از دانشجوهای فعال من بوده . به اندازه کافی هم ازش شناخت دارم که بدونم این دو نمره حقش بوده - ولی استاد ، خانم امیران هم سر کلاس پا به پای ایشون فعالیت داشتن استاد پوزخندی می زنه : همون یکی دو بار حل تمرین و اثبات قضیه رو می فرمایین ؟ - استاد این چه حرفیه ؟ حتی خود آقای بزرگ منش هم شاهدن که خیلی وقتا من پا به پاشون و حتی بیش از ایشون با شما پیش می رفتم ! .. این طور نیست آقای بزرگ منش ؟ هاج و واج به مکالمه استاد نوری و دخترایی که روبرومن نگاه می کنم .. حرفی که دختره زد تقریبا درسته البته تا یه ماه آخر و تقریبا بعد میان ترم … خوب یادمه که وقتی با وجود اون همه فعالیت ، گند زدم به میان ترمم ، همه ی توانم رو جمع کردم تا توی اون یه ماه باقیمونده ، تقریبا معجزه کنم . و حتی به خاطرش ، از درسای دیگه امم زدم . ولی بر خلاف من که بیشتر و بیشتر تلاش می کردم و به چشم میومدم ، اون به یکباره انگار به حاشیه کشیده شد . .. ساکت شده بود سر کلاس و همینم به من بیشتر کمک کرده بود ! نمی دونستم باید طرف کی رو بگیرم ؟ اون که تقریبا حرفش درست بود ، و همین فعالیتهاش باعث شده بود بعد ۴ سال هم دانشکده ای و تقریبا هم رشته ای بودن ، تازه این ترم توسط بچه های ما شناختته بشه ؛ یا استاد که ممکن بود با خودم هم لج کنه و زحمات ۴ ماهه ام به هدر بره ؟ ساکت نگاهشون کردم ؛ که استاد ، که انگار از سکوت من جرئت پیدا کرده بود ، به حرف اومد - من برای اینکه بدونم دانشجوهام شایسته چه نمره ای هستن ، به نظر دیگران نیازی ندارم خانم … حالا هم بهتره اینقدر با من سر یه نمره بحث نکنی . من نمی دونم شما دانشجوها کی می خواین یاد بگیرین به حق خودتون راضی باشین ؟ مکثی کرد و توی این فاصله ، کلید هاشو از توی جیبش بیرون کشید : اگه کاری دیگه ای ندارین ، به سلامت بغضی که از توی چشمها و پشت لبهای به هم دوخته شده امیران سرک میکشه ، متاثرم می کنه و بی اختیار خیره میشم به صورتش

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
چت روم تهران