تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان رنگین کمان بی رنگ - موبایل و PDF دانلود رمان رنگین کمان بی رنگ - موبایل و PDF

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : وینا: از این همه تاریکی می ترسم… از این همه سیاهی! اما تصمیم خودم رو گرفته بودم. من باید می رفتم… باید دور می شدم تا به آرزوهام رنگ بدم. اونجا مثل رنگین کمون رنگارنگه. اونجا آرزوهام به حقیقت تبدیل میشه. اونجا همونی میشم که سالهاست دلم میخواد بشم. من اونجا یه آدم دیگه میشم. شناخته شده و مشهور میشم. با هدف رنگین… به این کار ننگین دست میزنم! اون هم همراهمه. اون هم یه هدف داره. هدف هامون با هم فرق داره. اما راه رسیدن به هدفمون یکیه. من و اون یه راه رو واسه رسیدن به هدف های متفاوتمون انتخاب کردیم. هدف من؛ دنیای رنگارنگ بود و هدف اون؛ دنیای سرد و بی روح. درست برعکس خودمون! من کدر و بی روحم و اون پر از رنگ و نشاط. من سرد و اون گرم… من غمگین و اون شاد… من اسمم رنگارنگِ و اون سوشا. من وینا هستم و اون نجات دهنده ی من از این دنیای بی شادی! شب بود. جلوی قصر معاون شرکت نگه داشت. با استفاده از گوشی اش، دوربین های توی قصر رو هک کرده بود و زده بود کلاً درب و داغونشون کرده بود. به من نگاه کرد اخماش رفت تو هم. منم داشتم به چشمای قهوه ای و کشیده اش نگاه می کردم و تو دلم قربون صدقه اش می رفتم. دستمو روی زخم قدیمی روی گونه اش کشیدم و گفتم: سوشا من میترسم. اگر این دفعه گیر بیفتیم چی؟ سوشا لبخند زد و دستمو توی دستش گرفت و بوسید. به چشمام نگاه کرد و گفت: نترس وینا… نترس. گیر نمیفتیم. بِهِم نگاه می کرد و پلک نمیزد. لحنش اونقدر آرامش بخش بود که ترس و نگرانی رو از دلم دور می کرد… مثل همیشه! مثل همیشه مهربون بود و آرامش بخش. آرامش پیدا کرده بودم… آرامش محض. لبخند زدم و دستمو از دستش بیرون کشیدم و بردم داخل ساک مخصوص مشکی رنگ.

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان