تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان برای خوب بودن حالم - JAVA , APK , PDF

 

لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]

 

قسمتی از متن رمان : زنگ رو زدم و منتظر موندم. سرما اونقدری زیاد بود و باد اونقدر شدید که دلت نمی خواست اصلاً از خونه بیای بیرون، چه برسه به اینکه دم در کلی معطل هم بشی. یه بار دیگه زنگ زدم و صدای مهدی بلند شد: اومدم. اومدم. صدای کشیده شدن دمپایی هاش نزدیک شدنش رو به در نشون می داد. در رو باز کرد و گفت:سلام! ببخشید. لبخند کمرنگی زدم و گفتم: فکر کردم خونه نیستین. دستش رو دراز کرد و دست یاسی رو گرفت و گفت: نه بابا، داشتیم صبحونه می خوردیم. نمی یای تو؟ یاسی رو به دستش سپردم و گفتم: نه باید برم. مامانت هست دیگه؟ : آره ولی می خواد بره خونه ی عمه زری. -اه، پس یاسی رو … : گفت اگه تو ناراحت نمی شی با خودش می بردش. یک کم مردد نگاهش کردم و گفتم: فقط می ترسم اذیت کنه. دستی به سر یاسمین کشید و گفت: نه بابا! این خوشگله برای خودش خانومی شده. نگاهم نشست به صورت خواب آلود یاسمین، جلوش زانو زدم و گفتم: اگه قول بدی دختر خوبی باشی، وقتی برگشتم برات یه شکلات دسته دار رنگی رنگی می خرم. باشه؟ سرش رو به علامت مثبت تکون داد، به صورت مثل ماهش لبخند زدم، دستی هم به کلاه روی سرش کشیدم، از جام بلند شدم و گفتم: به مامانت بگو تو خیابون دستشو ول نکنه باشه؟ مهدی اخمی کرد و گفت: بیا برو به کارت برس! انگار مامانم اولین بچه ایه که می بینه! من می برم و می یارمشون، نگران نباش. لبخند زدم و تشکر کردم و راه افتادم سمت خیابون برای اینکه تاکسی بگیرم.
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان