تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان همه دنیام شدی | PDF دانلود رمان همه دنیام شدی | PDF

دانلود رمان

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان pdf

قمستی از متن داستان :

 با صدای غر غرای نجمه از خواب بیدار شدم.

نجمه:
-ستی اگه تا 10 ثانیه دیگه بیدار نشی من میدونم و تو ...... د هیکلتو تکونی بده ....دست خواب ارواحم از پشت بستی
یکی از چشمامو باز کردم ... نجمه بالا سرم بود و دست به کمر بود و داشت نگام میکرد:
-ولم کن نجمه ... خوابم میاد ...اصلا ساعت چنده؟!
-ساعت 9 صبحه
-اههههه.....باشه 
به زور دل از تخت نرمم کندم و بلند شدم رفتم توی دستشویی ....وای امروز نتایج کنکور میاد ... خدایا کمکم کن....به چهره خودم توی آینه نگاه کردم ...با دیدن خودم قبضه روح شدم ... اوفف چه قیافه ای...یه دختر با موهای مشکی که مثل جنگل آمازون بهم ریخته بودن ،چشمای خاکستری پف کرده و لبای گوشتی و گونه های برجسته و دماغ کوچیک ... یک مشت آب پاشیدم به صورتم تا خواب از سرم بپره...موهامو شونه زدم و دم اسبی بستم .... سریع رفتم پایین تا یه چیزی بخورم ... درو باز کردم که نجمه رو دیدم ...وقتی منو دید گفت:
-اوهو اوهو ... برو لباستو عوض کن سیاوش پایینه
-اوووففف .... بیخیال بابا نکه اصلا منو با لباس خونه ندیده 
-از ما گفتن بود 
سیاوش پسر داییم بود و بعد از رفتن کیارش(برادرم)بزرگ ترین حمایت کننده من بود .... از پله ها پایین اومدم ولی سیاوشو ندیدم .... رفتم توی آشپزخونه ...مامان داشت سبزی خورد میکرد:
-سلام مامان
سرشو برگردوند و بهم یه لبخند مهربون زد:
-سلام خانوم دکتر 
-ای بابا هنوز که چیزی معلوم نیست
-باشه ولی من میدونم تو قبول میشی
رفتم نشستم روی صندلی و گفتم:
-خداکنه 
یهو همه جا تاریک شد یکی جلوی چشمامو گرفت .... یعنی کی بود ..لابد نجمه بود .. دستمو کشیدم سمت دستاش و لمسشون کردم ..نه نجمه نبود ..دست مردونه و ورزیده ای بود ...حدس زدم...با یه حالت شوخی و جیغ گفتم:
-سیاوش چشمام رفتن داخل مغزم 
خندید و دستشو از روی چشمام برداشت ...خودش بود ... خندید و از گوشش دوتا پنبه درورد ... با تعجب نگاش کردم که گفت:
-دیگه عبرت گرفتم وقتی میخوام با تو شوخی کنم باید از اینا همراهم داشته باشم
خندید و سریع دوباره گذاشتشون توی گوشش و چشماشو بست...خندیدم میدونستم میدونه الان جیغ میزنم ولی نزدم که ضایع بشه ولی این بشر خوب از رو نمیرفت:
-ا چه عالی .. پس زبون 8 متریت کجاس؟
-دارمش میخوای نشونت بدم
دستاشو به حالت تسلیم برد بالا 
-نه نه نه شکر خوردم
-افرین
-راستی نتایجو گرفتی
-نچ
-خوبه والا من وقتی نتایجمو میخواستن بزنن داشتم دیوونه میشدم
-ما اینیم

منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان