تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان ارغوان ، برگ پاییزى | موبایل و PDF دانلود رمان ارغوان ، برگ پاییزى | موبایل و PDF

قسمتی منم رمان :

تو حال و هوای خودم بودم، دراز کشیده بودم رو تختم، چشمامو بسته بودم و داشتم با هد ستم آهنگ علیرضا افتخاری رو که عاشقش بودم پشت سر هم دور می کردم:
نی و نای چوپون /سحر خروس خون/ابرای بیابون/می گن تو قصه بودی
همه رودخونه ها/دشت گل پونه ها/حتی کوه و صحرا/همه می دونن که تو بودی که غزلهای شب جدایی رو سرودی
دیگه از شهر تو/سر شب یا سحر/تا خبر دار بشی/رفته ام بی خبر
نمی خوام قصمون دوباره آفتابی شه/آسمون نگات برای من آبی شه
اشکام هم از زیر پلکای بستم کم کم به طرف پشت سرم راه پیدا کرده بود، غرق افکارم بودم که یه دفعه انگار غرق شدم تو یه دریا آب.یه جیغ بلند کشیدم، از جام پریدم ، هدستمو پرت کردم و بلند شدم نشستم. امیر علی بود و داشت با صدای بلند قهقهه می زد. هوا سرد بود و اون آب یخ که از پارچ تو دست امیر علی می شد حدس زد حجمشم همچین خیلی کم نبوده لرز انداخته بود به جونم.با صدای بلند جیغ زدم:خیلی بی شعوری، گمشو بیرون از اتاق من.
با امیر علی از این حرفا نداشتیم، خیلی راحت فحشو می کشیدیم به هیکل هم، عین یه خواهر و برادر واقعی بودیم با هم، فقط تفاوتش همون لچک یک وجبی روی سرم بود، ولی امیرحسین چون یه خورده ازم یزرگتر بود یه جورایی یه کم بیشتر مراعاتشو می کردم.
همینطور داشت به لرز من می خندید، گفتم:گفتم گورتو گم کن می خوام برم دوش بگیرم.
و با یه لگد پرتش کردم از اتاق بیرون.
امیر علی و امیرحسین پسرای نرگس جونن، همسر بابام، مامانم چند سال پیش فوت کرد و لیلا، خانم آرمین داداش بزرگم، نرگس جونو به بابام معرفی کرد و ما هم هممون روشنفکرانه این قضیه رو پذیرفتیم.
زندگی خوبی داشتیم دور هم، شلوغ و پر ماجرا، چهار تا بچه ما بودیم و سه تا اونا، که البته دو تا از ما ازدواج کرده بودن و یکی از اونا خارج بود. رو هم رفته فعلاً چهار تا تو خونه بودیم:من، آراد، امیر علی و امیر حسین.یه جورایی تو خونه شده بودم تک دختر و حسابی همه هوامو داشتن، هر جا هم که می خواستم برم سه تا بادیگارد داشتم که معمولاً حداقل یکیشون دنبالم بود.
حوله مو برداشتم و رفتم تو حموم سر اتاقم، چون همه تو خونه ی ما پسر بودن اتاقی رو که سرش سرویس داشت داده بودن به من، اینم از مزیتش، اگه بادیگارد داشتن ایرادش بود، راحتیه زیادم مزیتش بود دیگه.

 منبع : نودهشتیا

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام