تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
دانلود رمان دختری از جنس شیشه

 قالب این کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و EPUB (کتاب اندروید و آیفون)

 باسپاس فراوان از پگاه77 جون گرامی بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه APK)

 

 قسمتی از متن و داستان رمان رو با هم میخونیم:

 صدای گوشیم بدجور رو نروم بود.با همون چشمای بسته دستمو رو عسلی کشیدم که صدای شکستن اومد.به زور یه چشممو باز کردم که دیدم لیوان آبو انداختم.با صدای خشدار و خوابالو گفتم:

- ای تو اون روحت!
یه نگاه انداختم که دیدم گوشی رو میز تحریره.صداشم گذاشته بود رو سرشو داشت بندری میزد.با اعصاب تعطیل بلند شدمو گفتم:
- درد!
چهار دست و پا رفتم لب تخت.دستمو دراز کردم و گوشیو برداشتم.عصبانی جواب دادم:
- ها؟
یلدا: اوه اوه چه گاو خشمگینی.
بی حوصله گفتم:
- بنال یلدا.اول صبحی زنگ زدی منو از خواب ناز بیدار کردی که چی؟
یلدا هم طلبکارانه گفت:
-! اول صبح لنگ ظهره بنده ی خدا اگه ساعتو نگاه کنی میبینی که یازده و نیمه.
داد زدم:
- یازده و نیمه که باشه.تو چه میدونی من تا ساعت چهار صبح بیدار بودم ها!؟
خندید و گفت:
- باز چه گلی کاشتی؟
با ناله گفتم:
- به حق پنج تن بره بمیره چند تا تحقیق سنگین داده بهم تازه تأکیدم کرده هیچکس حق نداره بهم کمک کنه.فقط سه روز دیگه وقت دارم هیچ غلطیم نکردم!!
یلدا: از بس اذیتش میکنی دیگه.انقدر که بهش تیکه انداختی از کلاس پرتت نکرده بیرون جای شکر داره!
- غلط کرده میخواست منو جلوی بچه ها ضایع نکنه تا منم بهش تیکه نندازم.والا بچه سوسول!
یلدا: کجاش سوسوله بدبخت همه بچه ها عاشقشن نیکی!
با خشم گفتم:؟ خاک تو سر بچه ها لابد داری همونایی رو میگی که هفته ای دوبار شکست عشقی میخورن دیگه همون بچه هایی که دروازه دلشونو صد و هشتاد درجه باز میکنن هر کسم که میاد توش خیلی محترمانه میگن "خوش اومدی عزیزم!"
کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان