close
چت روم
دانلود رمان melika.sh.m - ملیکا.ش به نام نگرانت میشم
دانلود Grand Theft Auto III v1.1

دانلود Grand Theft Auto III v1.1

ادامه مطلب " دانلود Grand Theft Auto III v1.1 " را بخوانید

بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0

بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0

ادامه مطلب " بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0 " را بخوانید

Talking Santa meets Ginger v1.0.1

Talking Santa meets Ginger v1.0.1

ادامه مطلب " Talking Santa meets Ginger v1.0.1 " را بخوانید

kartsharzh
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إلا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وَ ما خَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَیءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُرسِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض وَ لا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها و الله سَمِیعٌ عَلِیمٌ الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُهُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ
دسته بندی ها
  • دانلود رمان
    • تفریح و سرگرمی
      • اس ام اس
        • دفتر اشعار
          • دانلود سریال خارجی دوبله
            • بیوگرافی بازیگرانی ایرانی
              • دانلود اهنگ شاد عروسی
                • دانلود اهنگ جدید
                  • بیوگرافی و عکس های بازیگران زن ایرانی
                    • دانلود فیلم
                      • دانلود موزیک ویدیو ایرانی
                        • دانلود موزیک ویدیو خارجی
                          • آموزشی
نظرسنجی
نظر شما در مورد سایت




چجور رمانی رو میپسندی




لینک دوستان
پیوندهای روزانه
اعضاء
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

______________________________

عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین پست ها
آمار
  • بازدید امروز : 621
  • بازدید دیروز : 5,047
  • بازدید هفته : 12,747
  • بازدید ماه : 34,339
  • بازدید سال : 284,488
  • بازدید کل : 8,023,718
  • تعداد پست ها : 1323
  • تعداد نویسندگان : 461
  • تعداد اعضاء : 660
  • افراد آنلاین : 5

پشتیبانی

دانلود رمان melika.sh.m - ملیکا.ش به نام نگرانت میشم

خیلی ممنون از melika.sh.m - ملیکا.ش عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

 دانلود رمان برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود رمان برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود رمان برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود رمان برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه EPUB) 

کمی از متن رمان:

بدون هیچ گونه حرفی روی صندلی آبی رنگ آزمایشگاه نشسته بودم و منتظر بودم که هر لحظه نوبتم بشه و برم تو ....
صدای زنی از پشت میکروفون بلند شد:
_شماره ی صد و یک ....
اه ... .لعنتی ... .هنوز دو نفر دیگه موندن تا نوبت من بشه ... .با نگرانی مضاعف به پشتی صندلیم تکیه دادم و به روبروم نگاه کردم ... .انتظار داشتم که ببینمش ... .ولی نبود ... .کجا غیبش زده بود؟ داشتم با چشم دنبالش میگشتم که یهو دیدمش ... .درست بغل سطل آشغال کنار میز منشی وایستاده بود ... ..از حالتش هر چی بگم کم گفتم ... ..ناراحت ... عصبانی ... .خشن ... ..مضطرب ... .کلافه ... .خلاصه هر چی صفت بد بود توی نگاهش موج میزد ....
برگشت نگاهی بهم کرد واسه چند ثانیه توی چشمای هم با دلهره خیره شدیم که یهو حس کردم سرم داره گیج میره و دارم بالا میارم ... ..
بدون مکث از جام بلند شدم و سمت دستشویی که راهروی بغلی بود دویدم ...... به محضی که پام به دستشویی رسید هر چی خورده و نخورده بودمو خالی کردم ... ..با بی حالی سعی کردم خودمو کنترل کنم ... ..شیر اب سردو باز کردمو با دستام چند بار آب روی سر و صورتم ریختم ... ..به صورتم تو آینه نگاه کردم ... ..رنگم مثل گچ سفید بود ....
از دست دادمت، به راحتی یک نفس، به آسانی یک پلک، سخت ست؛ ولی انگار باید بگویم خداحافظ .ای تمام آن چه دارای ام بودی در این روزگار سخت.
تقه ای به در دستشویی خورد ... ..اومدم بیرون ... ..با دیدن بهواد سعی کردم خودمو خوب نشون بدمو کلافگیمو مخفی کنم ... ..با شک پرسید:
_باز دوباره عق زدی؟! .. نه ؟؟
سرمو به نشونه ی مثبت تکون دادم ... ..
با عصبانیت دستشو حائل روی دیوار قرار داد و چشماشو بست ... ..بعد از چند ثانیه آروم اما با خشم گفت:
_ دعا کن بچه ای در کار نباشه آوا وگرنه زنده ات نمیزارم ......
بغض گلومو چنگ میزد اما نمیخواستم بشکنمش ... .فقط به اشکام اجازه دادم که ببارن.

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
این نظر توسط مهسا در تاریخ 1394/11/2 و 12:50 دقیقه ارسال شده است

قسمتاش زیاد باشه مانند رمان بادیگارد حتما بخونید

این نظر توسط مهسا در تاریخ 1394/11/2 و 12:50 دقیقه ارسال شده است

خیلی بده
پاسخ : ولی من خودم خوبم و تو هم مث من بهتری..خخخ..دوست دارم

x
با سلام آدرس چت روم عوض شده است برای ورود اینجا کلیک کنید !

اول چت

با تشکر مدیریت چت روم