تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
طنز:رستگاری در هشت و بیست دقیقه طنز:رستگاری در هشت و بیست دقیقه

رستگاری در هشت و بیست دقیقه

رفقا سلام؛ به سلسله جلسات رستگاری در هشت و بیست دقیقه خوش آمدید. با این که ترافیک نگذاشت جلسه را سر موقع شروع کنیم، اما بین خودمان باشد، تا حدود هشت و نیم نه هم می شود رستگار شد. به شرطی که وقتی رفتید خانه سی گرم کندر بیندازید توی آب جوش. همان طور که قول داده بودیم و همان طور که منشور اخلاقی گروه روی تحکیم بنیان های خانواده سالم و زندگی زناشویی موفق تاکید دارد، امروز قرار است شش گام طلایی برای حصول یک طلاق موفق را با هم مرور کنیم.

هر جای درس که به تان حال جدایی دست داد، دو درب خروج اضطراری در عقب و دو درب در جلوی سالن برای این منظور تعبیه شده. نقشه راهنمای نزدیک ترین دادگاه های خانواده و دفاتر ثبت طلاق در جیب صندلی جلویی تان قرار دارد و همان طور که همکارم در حال نشان دادن است، لطفا اول طلاق خودتان را بگیرید بعد به بغل دستی تان کمک کنید.

گام اول: رمانتیک بمانید

اگر تازه ازدواج کرده اید و طبیعتا لحظات ناب عاشقانه ای را حین نامزدبازی های تان تجربه کرده اید و طرف مقابل تان را فرشته رویایی و شاهزاده اسب سپید سوار دانسته اید و روی نیمکت پارک ها، از ورای کله برادر کوچکتر عروس، نگاه های پر راز و رمز احساسی به هم انداخته اید و پشت میز پر از شمع كافه هایی که توی ترک لیست شان یکی در میان باخ و حمید هیراد پخش می کنند، مسخ کافکا را کادو پیچشده به هم هدیه داده اید و گفته اید که سطر سطرش شما را به یاد دلبندتان انداخته، و اگر با پراید صد و یازده نوک مدادی انداخته اید توی اتوبان و همان طور که یکی تان با لبخند شیطنت آمیزی پا را فشار داده روی گاز، آن یکی تان جيغ زده که:

دیوونه چیکار داری میکنی؛ لطفا همین طوری بمانید. بعدش دیگر هیچ کاری لازم نیست بکنید. ته تهش شش ماه بعد اسم تان از شناسنامه هم پاک شده.

اولین قدم برای جدایی آسان، عشق است. آنهایی که به طرق سنتی و به جبر خانواده و زمانه به هم رسیده اند را که همان جبر خانواده و زمانه کنار هم نگه می دارد. اما رمانتیسیسم، رماتیسم زندگی زناشویی است (یادداشت کردید؟) عشق را اگر علاقه دیوانه وار به کسی که در نظرمان کامل می آید تعریف کنیم، طبیعی است که این کس می تواند مثلا جنتلمنی باشد که با کت و شلوار و عینک دودی و ریش سه تیغ می آید توی رستوران و می نشیند جلوی مان و بعد هر لقمه دور لبش را جور متبسمی دستمال می کشد و تازه قاچ آخر پیتزایش را هم هیچ وقت نمی خورد.

اما همین آدم بعد ازدواج وقتی با زیرپوش رکابی لم داد کنار سفره و بعد هر لقمه زیربغلش را خرچخرچ خاراند و تازه قاچ آخر پیتزای شما را هم خورد، قطعا دیگر نمی تواند معشوق اسب سوار مناسبی باشد. فلذا رمانتیک زندگی کنید تا عمر ازدواج تان اگر اولین شیشه شکستن شامگاهی را هم دوام آورد به اولین زکام آبریزش بینی دهنده زمستانی نکشد.

رستگاری در هشت و بیست دقیقه

گام دوم: از ادبیات و هنر بهره ببرید

زندگی روشنفکرانه، نه فقط به دلیل سر و ریخت ضایعی که برایتان می سازد و نه فقط به واسطه بیكارگی و انگل بودگی تحمیلی و ذاتی اش، بلکه بیشتر به خاطر مصرف بیش از حد محصولات ادبی و هنری به شدت به جدایی مدنظر ما نزدیک است. فرانسوا دولا روشفوکو (که از اسمش پیداست چه روشنفکر موفرفری کاردرستی بوده) معتقد است «آدم هایی هستند که اگر به گوششان نمی خورد چیزی به نام عشق وجود دارد، هرگز عاشق نمی شدند.»

واضح است آن که مدام توی گوشمان می خواند که چیزی به نام عشق وجود دارد، احتمالا پدرمان نیست، بلکه افرادی با نام هایی شبیه حسین سهیلی زاده و م. مؤدب پورند. عشقی که فیلم های رمانتیک و رمان های عاشقانه به خوردمان می دهند، دقیقا همان چیزی است که در گام . اول درباره اش حرف زدیم. در نتیجه قبل از ازدواج تا می توانید فیلم هندی ببینید و سریال عشقی دانلود کنید و کتاب هایی که روی جلدش دریای دم غروب کشیده و جای خورشیدی کله دختری را که دارد اشک می ریزد گذاشته، بخوانید.

قصه هایی که پرند از پسرهایی که سوار سانتافه و جنسیس و پانامرا می روند دنبال عشقشان و دخترهایی که در اتاق خواب های صدمتری شان را می کوبند و آیفون ایکس شان را پرت می کنند و می افتند روی تختخواب سلطنتی شان به گریه کردن. و هیچ هم معلوم نیست که دقیقا کارشان چیست و خرج آن سبدهای گل رزی که با پیک موتوری به هم می رسانند را چه جوری در می آورند.
رستگاری در هشت و بیست دقیقه

(البته طبق شواهد حدس هایی درباره شغل پدرهایشان می شود زد.) و تازه این تنها وضع هنر مدرن نیست. سنت ادبی و هنری مان هم پر است از معشوقه هایی که با کلی خدم و حشم توی قصرهای مجلل می زیسته اند و اقلا روزی دو بار می آمده اند روی بالکن موهایشان را شانه می کرده اند که ببینند عاشق های مقیم کوی شان هنوز همانجا نشسته اند و اگر نشسته اند ناهار خورده اند یا نه؟

و از آنجایی که حکایت عشق، حکایت فراق است نه وصال، بعد از بله گفتن عروس خانم، سریعا پایان می یابد و جایش را به ژانر دیگری از هنر می دهد که در سینما به «فیلم اجتماعی» مشهور است. در نتیجه اگر بعد از ازدواج هم به سنت مصرف محصولات فرهنگی مناسب حالتان ادامه دهید، همه چیز را برای یک جدایی همراه با رضایت خاطر فراهم کرده اید. در توضیح این نکته همین بس که گذار از «سینمای عاشقانه» به «سینمای اجتماعی» یعنی عدول از «رضا گلزار» به «نوید محمدزاده».

گام سوم: از روش های دیپلماتیک اسفاده کنید

دیپلماسی (یا همان هنر چاقوکشی یقه سفیدها) پر است از نکات آموزنده برای یک ارتباط خصمانه موفق و باکلاس، تکنیک های دیپلماتیک در نخستین گام شامل «ابراز نگرانی» و «اظهار تأسف» است. در این راستا ابتدا سفير طرف مقابل را به دفترتان احضار کرده و مراتب نگرانی و تأسف شدید خود را از اینکه دولت متبوعه وی دو هفته است برای تان گل نخریده، یا دو روز است که غذای مورد علاقه تان را نمی پزد، به او ابلاغ می کنید.

از آنجا که تا اینجای ماجرا همراه بوده با رعایت کامل ادب و متانت و عرف دیپلماتیک و ظرف های خانه هنوز سرجایشان هستند، قطعا به نتیجه دلخواهتان نخواهید رسید. اما در گام های بعدی هنگامی که در بیانیه ها و سخنرانی های پیاپی، همسرتان را به اقدامات ثبات زدا مثل باز گذاشتن در خمیردندان متهم کردید و هرگونه واکنش احتمالا معترضانه اش را حمایت از خشونت و ترور و افراط گرایی دانستید، خیلی به هدف نزدیک تر شده اید.

رستگاری در هشت و بیست دقیقه

مرحله بعدی شامل موارد زیر است:

اعمال تحریم های همه جانبه اقتصادی (مثلا امتناع از پرداخت پول خرید شال است برای مانتو سورمه ایه)، غذایی (خودداری از پختن غذاهایی که کاربری دوگانه دارند، علی الخصوص خوراک لوبیا)، دارویی (جلوگیری از واردات اقلام آرایشی و بهداشتی به منزل) و منزوی سازی طرف مقابل از راه جلوگیری از برگزاری دوره و گعده با دوستان دوران مجردی. بعد از اعمال تحریم های فلج کننده، نوبت به حمایت از جنبش های برانداز به صورت آشکار (جنبش مگس ها حول ظرف های ناهار دو هفته قبل) و پنهان (جنبش سر و گوش آقایان) می رسد.

بعدش دیگر چه بخواهید چه نه، کم کم سطح روابط از سفیر به کاردار و از سفارت به کنسولگری و سپس دفتر حافظ منافع کاهش می یابد. اینجاست که باید میخ آخرتان را بکوبید و طی اقدامی انقلابی و با سر دادن شعارهایی مانند: ای همسر، ای همسر، ننگ به نیرنگ تو، به دفتر حافظ منافع همسرتان حمله کنید و پس از تسخیر، دفتر را از عطف پاره کرده و برگه هایش را طی اقدامی نمادین خمیر کنید. مشاوران تحصیلی معتقدند که عدم وجود دفتر حفظ منافع، به تدریج باعث فراموشی منافع می شود و این مهم قطعا به شما در رسیدن به خواسته هایتان مانند طلاق بدون پرداخت مهریه (TBPM) و یا طلاق بدون بخشیدن مهریه (TBBM) یاری خواهد رساند.

گام چهارم: از سیاست های اصل 44 حمایت کنید

به گواه تاریخ و شهادت حكما و عقلای پیشین و فعلی، دخالت و تصدی گری دولت در امور اقتصادی کاری بسیار زشت، و در امور فرهنگی از آن هم زشت تر است. به عنوان مثال تجربه تلخ مردان سرزمینم را از سیاست اعمال محدودیت در پوشش زنان سرزمینم به یادشان می آورم. و از آن طرف هم به زنان سرزمینم درباره طرح های در دست تصویبی مانند لایحه منع خشونت علیه زنان هشدار می دهم. از همه معایب و مضرات چنین دخالت های دولتی و حکومتی در امور خانواده هم که بگذریم، این را یادتان باشد که اگر خواهان جدایی بی دردسر هستید این طور قانون ها کار را برایتان مشکل می کنند.

و در اثبات عدم هماهنگی چنین قوانینی با فرهنگ بومی مردم ما همین یک مثال کافی است فرض کنید به عنوان یک زن، در صورت مشاهده هرگونه اعمال خشونت جسمی یا روحی علیه خودتان بتوانید پلیس خبر کرده و شوهرتان را کت بسته تحویل قانون دهید. مثلا به عنوان یکی از شایع ترین شکایات بانوان کشورهای حوزه اسکاندیناوی تصور کنید هنگام استعمال تشت شیر با بوی بد پای همسرتان مواجه شدید و مورد را تحت عنوان خشونت بهداشتی بیولوژیک به پلیس اطلاع دادید و پلیس بعد از هلی برد روی پشت بام منزل، از طریق پنجره حیاط خلوت وارد خانه شده و همسرتان را بعد از تفهیم اتهام و توضیح کامل حقوق قانونی اش دستگیر کرد.

رستگاری در هشت و بیست دقیقه

صحنه بعدی لاجرم شامل همسر دستبند به دست غمزده ای است که ضمن پایین رفتن از پله ها ناگهان برمی گردد و به شمای اشک در چشم نگرانی که ایستاده اید دم در می گوید: منتظرم می مونی؟ و شما بعد از این که اشکی را که روی گونه تان را سر خورده، با گوشه چادر گل گلی تان پاک کردید، سر اطمینان دهندهای تکان می دهید که یعنی: بله.

بعدش چی؟ بعدش هیچی دیگر. به جای لذت بردن از آزادی زندگانی بعد از طلاق، خودتان را می بینید که هر هفته زنبیل فلافل در دست - می روید دم در اوین و ابعاد جدید بچه تازه دنیا آمده تان را با دست و از پشت شیشه برای شوهر گوشی به دست تان ترسیم می کنید.

گام پنجم: مدیتیشن را جدی بگیرید

این یکی خوراک خانم های خانه دار است. اگر می خواهید یک جدایی آرامش بخش را تجربه کنید، صبح ها زود از خواب بیدار شوید. صبحانه تان را کامل بخورید، ترجیحا از شیر، آب گریپ فروت و کره محلی در آن استفاده کنید. حداقل نیم ساعت پیاده روی کنید، بعد بزنید شبکه سه و سعی کنید بدون این که خنده تان بگیرد ادای آن آقای نرمش صبحگاهی را دربیاورید (اگر دوست ندارید با اسپاسم عضلات صورت مواجه شوید، آن لبخند زورکی اش را تقلید نکنید) سپس تلفن خانه را بردارید و فقط تماس های ضروری و اولویت دارتان را بگیرید.

رستگاری در هشت و بیست دقیقه

اگر بین تماس ها وقت تلف نکرده باشید، حالا دیگر نزدیک های ظهر است و موقع تمرین های یوگای روزانه، آن سی گرم کندری را که قبلا در آب جوش خیسانده اید بیاورید بگذارید جلوی تان و در حالی که چهارزانو نشسته اید و انگشت های تان را به شکل ایتالیایی هایی که پیتزای خوشمزه ارزان گیرشان آمده در آورده اید، تا موقع برگشتن همسرتان به ظرف خیره شوید. این طوری ظرف مدتی کمتر از دو هفته، افکار خوشایند جدایی محور را در ذهن همسرتان تقویت کرده اید، چرا که دو هفته پشت هم ناهار، تخم مرغ خوردن را خودش هم اگر تاب بیاورد، کبدش نمی آورد.

گام ششم: شغل تان را عوض کنید

اگر جزو موارد حادی هستید که هیچ کدام از روش های بالا شما را از آشیانه عشق تان پرت نکرد پایین، تنها یک راه برای تان می ماند: حرفه و رشته تان را هرچه هست بگذارید کنار و ضمن شروع اندکی مطالعات ادبی، به کار مطبوعاتی روی بیاورید. بعد بگردید دنبال نشریاتی که در هر ماه دارند پرونده طلاق در می آورند و برایشان مطلب بفرستید. اگر شانس تان گرفت و متن تان توی یکی از آن پرتیراژهایش چاپ شد، دیگر باید بیفتید پی نوبت دادگاه. این یکی ردخور ندارد، از من بشنوید.

رستگاری در هشت و بیست دقیقه



با محمد رضا هدایتی از تا با محمد رضا هدایتی از تا

<<با محمد رضا هدایتی از<<طغرل>> تا <<پسر عمه زا>>

«محمدرضا هدایتی» بازیگر سریال‌های تلویزیونی گفت: روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم و این کاملا خلاف بیشتر نقش‌هایی است که بازی می‌کنم.

«محمدرضا هدایتی» بازیگر تلویزیون و سینما با آثار مهران مدیری شناخته شد. بعدها هم با صداپیشگی پسرعمه‌زا در مجموعه کلاه‌قرمزی جای خود را میان مخاطبان باز کرد.

او بازیگری است که از خوانندگی بدش نمی‌آید و این روزها به کارگردانی هم فکر می‌کند. «محمدرضا هدایتی» اما خودش در میان نقش‌هایی که بازی کرده، «طغرل» را جور دیگری دوست دارد.

محمدرضا هدایتی: «طغرل» بهترین نقشی بود که تا به حال بازی کرده‌ام

طغرل را بیشتر از دیگر نقش‌هایم دوست دارم

هدایتی بهترین نقش خود که در این سال‌ها بازی کرده است، را «طغرل» دانست و گفت: طغرل در پاورچین و برره و جهانگیر شاه قهوه تلخ را خیلی دوست داشتم. در قهوه تلخ مجموعه‌ این نوع نقش‌هایی که من همیشه بازی می‌کردم، کاملتر شده بود و نویسنده‌ها پخته‌تر شده بودند و ارتباط مردم هم با این دو نقش بیشتر بود.

وی ادامه داد: تیپ‌بازی کردن کار بسیار سختی است مخصوصا اینکه در کارهای مدیری باید نقش پیرمرد‌های مختلفی را تیپ سازی می‌کردم. هنوز هم کار سختی است و من جزو معدود بازیگرهایی هستم که تیپ می‌سازم و تعدادشان انگشت شمار هستند. اکبر عبدی، حمید لولایی، هادی کاظمی، جواد عزتی و رضا شفیعی جم از این دسته هستند. برایم لذت بخش است تیپ‌هایی را که ساختم در ذهن مردم مانده است و اینکه همیشه جایزه‌ام را از مردم دریافت کردم و همین برایم مهم است.

جدی‌تر از نقش‌هایم هستم!

این بازیگر درباره اینکه روحیه شما چقدر به نقش‌هایی که ایفا می‌کنید، نزدیک است، بیان داشت: خلاف بیشتر نقش‌هایی که بازی کرد‌ه‌ام، روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم!

دلایل حضور در مجموعه کلاه‌قرمزی

هدایتی در پاسخ به این سوال که چرا صداپیشگی را به حضور در مجموعه کلاه قرمزی محدود کردید، گفت: زمانیکه با گروهی مثل کلاه قرمزی که بهترین و قوی‌ترین گروه عروسکی و صداپیشگی کار می‌کنید دیگر می‌خواهید با چه کسی کار کنید؟! ناخودآگاه توقع‌تان بالا می‌رود و نمی‌توانید با هر گروه عروسکی همکاری کنید. کدام برنامه در حد کلاه قرمزی قوی است که من راضی شوم در آن به عنوان صداپیشه حضور داشته باشم؟ کار قوی عروسکی ساخته نمی‌شود که من در آن حضور داشته باشم و گاردی هم ندارم، اما باید بگویم کار با طهماسب همه ما را سخت‌گیر کرده است.

محمدرضا هدایتی: «طغرل» بهترین نقشی بود که تا به حال بازی کرده‌ام

سرم کلاه گذاشتند!

بازیگر سریال «مرد دو هزار چهره» درباره فعالیت‌های خود در زمینه خوانندگی گفت: چهار سال پیش آلبومی آماده کردم، اما در پروسه‌ای افتاد که یکی مالکش شد و کلاه سرم گذاشتند و وکیل و دادگاه و ... تا توانستم دوباره مالکیت آلبوم را بگیرم و الان هم چهار سال از آن گذشته و نمی‌دانم برای عرضه آن اقدام کنم یا نه.

وی ادامه داد: هنوز برای اینکه آلبومی تولید و عرضه کنم، اقدامی نکردم. باید شرایطش پیش بیاید و از خواندن آهنگی لذت ببرم تا به سمتش بروم و شاید هم در آینده نظرم تغییر کرد.

این بازیگر با اشاره به اینکه اولویتم بازیگری است، افزود: در حال حاضر اولویتم بازیگری است و بیشتر خودم را بازیگر می‌دانم. سایر کارهایی که انجام دادم به واسطه مطرح شدن از طریق بازیگری دیده شده وگرنه که از همان اول به راحتی نمی‌توانستم خواننده شوم. اگر طهماسب مرا نمی‌شناخت هیچ‌گاه پیشنهاد صداپیشگی را به من نمی‌داد.

هدایتی ادامه داد: برای نقش‌هایی که بازی می‌کنم اولویتی قائل نیستم و منتظر نقش خاصی نیستم چراکه هر نقشی می‌تواند برایم چالش باشد، از این نظر که باید دنبالش بروم و او را در افراد مختلف پیدا کنم که خود بخش سختی است و نقش‌های خاص زیادی است که می‌تواند مرا مطرح کند.

محمدرضا هدایتی: «طغرل» بهترین نقشی بود که تا به حال بازی کرده‌ام

امیدوارم مردم مرا به خاطر کارهایم ببینند

این بازیگر درباره حضور کمرنگ خود در عرصه بازیگری نیز بیان داشت: سریال «درحاشیه» آخرین کار تلویزیونی من قبل از «رهایم نکن» بود و بعد از چهار سال دوباره برای تلویزیون کار کردم. کم کاری‌ام بیشتر در تلویزیون بوده و بیشتر برای سینما کار کردم و سال گذشته ۵ فیلمی که در آنها بازی کرده بودم اکران شدند، منتهی شاید فیلمی که بازی کردم آنقدر مورد استقبال قرار نگرفت و نقشم مورد توجه نبود.

وی ضمن بیان اینکه مردم از من می‌پرسند چرا کم کار می‌کنید؟ گفت: همیشه در مواجهه با این سوال از سمت مردم می‌پرسم مگر شما تلویزیون می‌بینید؟ جواب می‌دهند: نه! می‌گویم سینما می‌روید؟ می‌گویند: نه. می‌گویم پس چرا می‌گویید کم کارید و کجا می‌خواهید مرا ببینید؟! و همین جای تعجب دارد. در هر حال امیدوارم در بازیگری به جایگاهی رسیده باشم که مردم به خاطر من، کاری را ببینند.

مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند

بازیگر سریال «پاورچین» با انتقادی از صدا و سیما ادامه داد: مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند و این حقیقت تلخی است. دیگر باید با چه زبانی بگویند که جناب تلویزیون برای ما چیزی ندارید! البته وظیفه ما است که بر اساس تغییر ذائقه‌هایی که در همه جای دنیا صورت می‌گیرد ایده‌‌ها و سوژه‌هایمان را جدید کنیم. برای همین می‌گویم تلویزیون باید به فکر تغییری اساسی باشد وگرنه تا چند سال دیگر هیچکس به سمت کانال‌های داخلی نمی‌رود.

بازیگر «رانت خوار کوچک» درباره استقبال مردم از مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» عنوان داشت: در بین همه آثاری که هیچکدام هم دیده نمی‌شود، کلاه قرمزی سوای اینها است. آنهم به خاطر خاطره‌ای که نوستالژی حساب می‌شود و اینکه هر سال یک برگ برنده رو می‌کند که آن را پویا نگه می‌دارد و آن هم افزودن شخصیت‌های جدید به سریال است. در این سالها همه ما دیده‌ایم که بزرگترها عاشقانه پای این مجموعه می‌نشینند و بچه‌ها مدام سرشان در موبایل است و توجهی به کلاه قرمزی ندارند.

محمدرضا هدایتی: «طغرل» بهترین نقشی بود که تا به حال بازی کرده‌ام

کارگردانی وسوسه‌ام می‌کند

وی با اشاره به حضور در ژانر نویسندگی و کارگردانی نیز گفت: تا چندی پیش با قاطعیت درباره کارگردانی نه می‌گفتم، اما الان کمی وسوسه‌ام می‌کند و بدم نمی‌آید که این بخش را هم تجربه کنم، اما دنبالش نیستم و اگر تهیه کننده‌ای پیشنهاد دهد قبول می‌کنم. در مورد نویسندگی هم باید بگویم که همچنان بر این باورم که کار سختی است و نویسنده‌‌ها برایم آدم‌های عجیب و غریبی هستند و به همین خاطر هیچوقت به سمتش نرفتم.

دانلود فیلم سینمایی آپاندیس با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی آپاندیس Appendix 2017 با کیفیت عالی 1080p Full HD
فیلم آپاندیس به کارگردانی حسین نمازی با لینک مستقیم
دانلود رایگان فیلم آپاندیس با کیفیت بالا

دانلود فیلم آپاندیس
دانلود رایگان فیلم آپاندیس با کیفیت بالا


کارگردان: حسین نمازی | ژانر: اجتماعی، درام | سال تولید: 1395 | تاریخ انتشار: 1397


مدت زمان: 85 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: بزرگسال | کیفیت: WEB-DL


فرمت: MP4 | حجم فیلم: متفاوت | تهیه کننده: مقصود جباری


خلاصه داستان:
رضا همسرش زری را به بیمارستان می‌آورد و از دوست زری “لیلا” کمک می‌خواهد، پس از اینکه رضا متوجه می‌شود زری باید مورد عمل جراحی آپاندیس قرار بگیرد، از لیلا می‌خواهد تا دفترچه بیمه‌اش را در اختیار آن‌ها قرار بدهد زیرا خودش پولی ندارد، لیلا که قدرت نه گفتن را ندارد به ناچار می‌پذیرد، محسن همسر لیلا نیز در همین بیمارستان کار می‌کند و موقعیت خوبی دارد، پس از اینکه مامور گزارش بیمه به رضا و زری شک می‌کند، لیلا تمام داستان را به محسن می‌گوید و حالا محسن نیز ناخواسته در بحرانی جدی قرار می‌گیرد و…


بازیگران:
آنا نعمتی، امیرعلی دانایی، رضا اکبرپور، پردیس منوچهری، محمدعلی کیانی، مرجان مومنی، جمشید بهادری، مرتضی‌علی عباس‌میرزایی، محسن عیدی، پگاه پورضرابیان، علی مهربانی، اشکان نجاتی، بهرام نوری گندم آباد ، سحر مهرانی، صحرا اسداللهی، حمیرا مهدوی، شیوا سرمست، نیوشا عبدالرحیمی با حضور سیمون سیمونیان
ماساژ

ماساژ بگیرید

یک روز را به رسیدگی به خود اختصاص دهید، به ماساژ بروید و با اینکار ریلکس بدن و ذهن را آرام کنید. به یاد داشته باشید از پولی که دارید لذت ببرید و آن را برای خودتان هم خرج کنید. چه چیز بهتر از یک ماساژ که بتواند روح و جسم شما را آرام و ریلکس کند. وقتی به خود توجه داشته باشید بدون شک احساس بهتری نسبت به زندگی خواهید داشت و احساس ثروتمند بودن به شما دست خواهد داد

روش های ثروتمند بودن,احساس ثروتمند شدن

آموزشی

 


بالابردن اطلاعات

دانش، نه تنها قدرت شماست بلکه وقتی ذهن پری داشته باشید ثروت بیشتری نیز خواهید داشت. نمی گوییم باید حتما مدرک PhD داشته باشید اما بالابردن اطلاعات و به روز بودن می تواند بسیار ارزشمند باشد. وقتی در جمعی هستید که درباره بیشتر مطالب، اطلاعات دارید و می فهمید درباره چه موضوعی صحبت می کنند، از شما شخصی ثروتمندتر نشان دهد، بدون اینکه کسی بداند در حساب بانکی شما چه مقدار پول است 

نحوه سفرکردن,احساس ثروتمند بودن


لذت بردن


سفر رفتن
از تعطیلات لذت ببرید. چه تعطیلات کم، چه طولانی. سفر رفتن همیشه باعث می شود شما احساس ثروت بیشتری داشته باشید. چه در یک هتل لوکس بمانید، چه در یک خانه بومی اقامت کنید. ترک کردن خانه و قدم گذاشتن به فضای جدید و تماشای زیبایی ها و تجربه هیجانات جدید از شما انسان کامل تری می سازد و باعث می شود خودتان را فردی قدرتمندتر ببینید و احساس ثروتمند بودن بکنید


فراموش نکنید که تجربیات شما بهترین ثروتی است که می توانید انباشته کنید

روش هایی برای احساس ثروتمند بودن,ثروتمند بودن

بیوگرافی پارسا پیروزفر


چکیده ای از بیوگرافی پارسا پیروزفر:
زمینه فعالیت: تئاتر، سینما و تلویزیون
تولد: ۲۲ شهریور۱۳۵۱
تهران
محل زندگی: ایران، آمریکا
ملیت: ایرانی
پیشه: بازیگر و کارگردان و نقاش
سال‌های فعالیت: ۱۳۷۰–تاکنون
وضعیت تاهل: مجرد

مدرک تحصیلی: لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران



 
بیوگرافی پارسا پیروزفر
پارسا پیروزفر در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۵۱ در تهران متولد شد 

پارسا پیروزفر در کودکی و از سال ۱۳۶۳ در عرصه کامیک استریپ و گرافیک فعالیت کرد و علاقه بسیار زیادی به کارهای گرافیکی دارد و کار در این عرصه را تا سال ۱۳۶۹ ادامه داد و طراحی های زیادی را از خود به جا گذاشت ولی بنا به دلایلی نامعلوم هیچکدام از آنها را منتشر نکرد




پارسا پیروزفر در سال ۶۹ دیپلمش را در رشته ریاضی فیزیک اخذ کرد و هوش بسیار بالایی در ریاضی دارد و در سال ۱۳۷۰ با بهترین رتبه در کنکور قبول شد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته نقاشی به تحصیل مشغول شد

پارسا پیروزفر,بیوگرافی پارسا پیروزفر,عکس پارسا پیروزفر




 

معما

معمای شطرنج: مات در دو حرکت



دو حریف روسی مقابل هم قرار گرفته اند و دو حرکت پایانی را بررسی می کنیم

دو حرکت پایانی بازی بین الکساندر استاپنکو1 و کورکین2 (شوروی) سال 1970 فرا رسیده است. نوبت حرکت با استاپنکو (مهره سفید) است. این دو حرکت را مشخص کنید

1. Alexander Ostapenko

2. S Kurkin

معما های سخت با جواب, معما تصویری

حسرت

اس ام اس غمگین

وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن

به تمام جزئیاتش

به لبخند بین حرف هایش

به سبک ادای کلماتش!

به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش

به چشم هاش خیره شو!

دستهایش را به حافظه ات بسپار

گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که

حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند

Image result for ‫فاز غمگین‬‎

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام