تعرفه تبلیغات کانال سایت در آپارات تالار گفتمان سایت
عدالت و خدا..! عدالت و خدا..!

صحبتی با مدیر رزبلاگ و مدیریت فیلترینگ

من تمام پست هامو حذف کردم و از نو کتاب هایی رو میزارم که به چاپ رسیدن و نویسنده نامدار و معروفند...!

من در ستاد ساماندهی ثبت کردم

چرا میگید در ساماندهی ثبت کنید..!

چرا میگید ثبت کنید اما ایمیل نمیفرستید و تذکر نمیدید...!

من الان کدوم پستم عیب داره؟

کدومش عکس پست هام بده...!

چون موشون بیرونه...!

همین عکس ها رو تو سایت بزرگ بیتوته ببینید

همین رمان ها رو با عنوان کتاب تو سایت های بزرگ پی سی دانلود و سایت های کتاب ببینید..!

برای کدوم یکی از این پست ها باز باید فیلتر بشم؟

باید ریداکتر میکردم..! زحمات و هزینه ها و بی خوابی ها و استرس های من به امید کاربرام چی ..!

بدون تذکر و فرصت چرا فیلتر میکنین..!

چرا همون فایلی که مشکل داره رو فیلتر نمیکنین..!

مردم رمان نخونن...!

مردم رمان نخونند برن کتاب بخونن...!

پس این رمان کتاب نیست..! خب همون کتابه و به جای اصطلاح کتاب ما مینویسیم رمان...!

چن تا سایت نمونه نام ببرم مث خودم که بازن..! آیا منم زحمات و رنجشون رو از بین ببرم..! چون سایتشون از من افتاده جلو..!

دنبال رقابت سالمم..برای کسی بد نخاید تا خدا براتون بد نخاد...

شاید یکی زندگیش همین دنیای مجازی و همین سایت و دامنه باشه...! 

شاید....

نیروی جاذبه (در جواب آقای اِکسیر) نیروی جاذبه (در جواب آقای اِکسیر)

فاطمه.ش _ شباهنگ

نیروی جاذبه (در جواب آقای اِکسیر)

اکبر اِکسیر:

«نیروی جاذبه شاعران را سر به زیر کرده است

بر خلاف منجمان که هنوز سر به هوایند

تمام سیب‌ها افتاده‌اند

و نیوتون پشت وانت سیب‌زمینی می‌فروشد

آهای آقای تلسکوپ

گشتم نبود، نگرد نیست»

***

شباهنگ:

نیروی جاذبه شاعران را سر به زیر کرده است

بر خلاف منجمان که هنوز سر به هوایند

و من بین دو راهی زمین و هوا مانده‌ام

عشق ستارگان مرا شاعر کرده است

تمام سیب‌ها افتاده‌اند

و نیوتون سیب‌هایش را رها کرد

شاید او هم عاشق آسمان شده

آهای آقای اِکسیر!

گشتی نبود، می‌گردم هست

 

 

فاطمه.ش _ شباهنگ

شعر «نیروی جاذبه» از کتاب رنگ مشکی عید

دانلود کتاب رنگِ مشکی عید

اِنزِوا اِنزِوا

فاطمه.ش _ شباهنگ

دلم کرده هوای کویِ آن عشق الهی

دلم پَر می کشد تا که رسد بر آستانش

زِ دستانش امید و عشق می چینم

قدم، محکم نَهَم در راهِ پاکش

همان یکتا خدای آسمان ها

که افسون ستاره در نگاهش آشکار است

دلم پَر می کشد تا آسمان ها

صدایم پر زِ بغض و

سکوت شب دلم را می فشارد

دلم پر می کشد تا قعر دریا

در آن احساس مرجان های ساکت

نشان عشق می یابم

دلم پر می کشد بر خاک سرد و

دلم بالش شکست و

همان جا روی ساحل لنگر انداخت

فاطمه.ش _ شباهنگ

کانال سایت در تلگرام اپلیکیشن اندروید سایت صفحه سایت در اینستاگرام
دانلود رمان