close
چت روم
داستان
دانلود Grand Theft Auto III v1.1

دانلود Grand Theft Auto III v1.1

ادامه مطلب " دانلود Grand Theft Auto III v1.1 " را بخوانید

بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0

بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0

ادامه مطلب " بازی Modern Combat 3: Fallen Nation v1.0.0 " را بخوانید

Talking Santa meets Ginger v1.0.1

Talking Santa meets Ginger v1.0.1

ادامه مطلب " Talking Santa meets Ginger v1.0.1 " را بخوانید

kartsharzh
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إلا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وَ ما خَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَیءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُرسِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض وَ لا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها و الله سَمِیعٌ عَلِیمٌ الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُهُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ
دسته بندی ها
  • دانلود رمان
    • تفریح و سرگرمی
      • اس ام اس
        • دفتر اشعار
          • دانلود سریال خارجی دوبله
            • بیوگرافی بازیگرانی ایرانی
              • دانلود اهنگ شاد عروسی
                • دانلود اهنگ جدید
                  • بیوگرافی و عکس های بازیگران زن ایرانی
                    • دانلود فیلم
                      • دانلود موزیک ویدیو ایرانی
                        • دانلود موزیک ویدیو خارجی
                          • آموزشی
نظرسنجی
نظر شما در مورد سایت




چجور رمانی رو میپسندی




لینک دوستان
پیوندهای روزانه
اعضاء
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

______________________________

عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین پست ها
آمار
  • بازدید امروز : 847
  • بازدید دیروز : 1,822
  • بازدید هفته : 8,459
  • بازدید ماه : 41,621
  • بازدید سال : 234,444
  • بازدید کل : 7,973,674
  • تعداد پست ها : 1323
  • تعداد نویسندگان : 461
  • تعداد اعضاء : 660
  • افراد آنلاین : 8

پشتیبانی

داستان مراد و حمله حيوان وحشي

مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستایی ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»  مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است. ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟» مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!» مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿد ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ.

داستان كودكي كه دستش بريده شده بود

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو نزد استاد این فن رفت. پدر کودک اصرار داشت او از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد، استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود. استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد. سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد! سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک ، موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد. وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید. استاد گفت: «دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی! یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی، راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از «بی امکانی» به عنوان نقطه قوت است»

داستان زن زيبا

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!

رمان ایرانی یک قدم با تو

رمان ایرانی یک قدم با تو

رمان یک قدم با تو از مریم احمدی

رمان جدید برای آیفون و اندروید و کامپیوتر

  danlod roman jadid irani

دانلود رمان یک قدم با تو

دانلود رمان جدید یک قدم با تو با فرمت پی دی اف ، جار ، آیفون ، اندروید

داستان , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه کوتاه , داستان عاشقانه واقعی

داستان یک قدم با تو

نام داستان : یک قدم با تو

 دست خط : مریم احمدی

  مختصری از داستان:

داستان بهاره، دختری پرورشگاهی که خانواده ای او را تحت سرپرستی قرار می دهند.
علیرضا فرزند ارشد خانواده پیوسته و مرتب با بهاره لج بازی میکند، اما پس از چن سال که مادر و پدر خانواده فوت می کنند، علیرضا رفتارش مصالمت امیز تر میشود ...
فرزند دوم خانواده به بهاره ابراز عشق میکند و از بهاره میخاد با وی {حمید} ازدواج کند...
اما حمید با زن مطلقه ای وصلت میکند و ..

رمان حسرت نودهشتیا

رمان حسرت نودهشتیا

دانلود رمان حسرت سایت نودهشتیا

 danlod roman jadid irani

Iranian novel regret 

رمان ایرانی حسرت از رقیه مستمع

دانلود رمان جدید حسرت برای موبایل و کامپیوتر از سایت رمان98

دانلود رمان عاشقانه حسرت اندروید، جاوا، تبلت، پی دی اف، آیفون

 

ویرایش شده

مختصری از رمان:

 

بی شک من و تو مکرر ای ضرب المثل را شنیده ایم: * جواني كجايي كه يادت بخير *
اما من هر وقت به ياد ایام جوانی می افتم بهم می ریزم ..!
کدام جواني!
كه مرور آن باعث تجديد خاطرات تلخي ميشه ....
زمانی که خودم را به عنوان یک زن شناختم 13 سالم بود
نحس است نحس ..! همان سیزده ای که همه می گویند ..!
* مادرم تا آن زمان زن خوبي بود اما افكار قديمي رهایش نميكرد وقتي فهميد بالغ شدم مفصل كتكم زد.
به چه گناهی کتک خوردم نمیدانم!

نامرئی بودی چیکار میکردی

نامرئی 

رمان چیزی برای ارامش از وحشتناک - Vahshatnak

رمان چیزی برای ارامش از وحشتناک - Vahshatnak

دانلود رمان چیزی برای آرامش با فرمت کامپیوتر و اندروید

داستان عاشقانه چیزی برای ارامش

دانلود داستان عاشقانه چیزی برای ارامش

خواستم از اتاق بیرون

بروم که یک جفت جوراب گلوله شده ی بدبو توجه ام را به خود جلب
کرد آهی از سر آسودگی کشیدم خیالم راحت شده بود پس امید دیشب به خانه آمده! زیر لب
غرغر میکردم و به کندی چای مینوشیدم: به خیالم شوهر کردم اینم شد شوهر
؟
من بمیرمم
نمیفهمه! دیگه حالم از این زندگی بهم میخوره! چای را نصفه نیمه رها کردم و به سرعت لباس
پوشیدم نیم چکمه های پاشنه بلندم را به پا کردم هرچند پاشنه هایش اذیتم میکردم اما بهتر از یخ
زدن پاهایم بود! بااحتیاط از پله ها پایین رفتم و متوجه شدم شلوارم گشاد شده است، طولی نکشید که
سوار تاکسی شدم ترجیح دادم خودم
رانندگی نکنم میترسیدم تصادفی روی دهد! به قول خودم من
که شانس ندارم، تاکسی جلوی آزمایشگاه نوین توقف کرد و من پیاده شدم ساختمان کج و کوله ای
بود چندین سال پیش پدرم خودش اینجا را ساخته بود اگر پای پدرم درمیان نبود هرگز اینجا کار
نمیکردم..

رمان برده شیطان از افشین جاهد

رمان برده شیطان از افشین جاهد

دانلود رمان برده شیطان 

داستان ترسناک برده شیطان 

تعداد زیادی از کاربران بهمون گفته بودند رمان ترسناک و رمان جدید بزاریم

به همین خاطر امروز ما رمان های جذاب و ترسناک و جدید گذاشتیم

امیدوارم خوشتون بیاد و نظر فراموش نکنید و بی تفاوت رد نشید 

 

رمان زنانگی به توان ابدیت از سارا نرا

رمان زنانگی به توان ابدیت از سارا نرا

دانلود رمان زنانگی به توان ابدیت

داستان کوتاه زنانگی به توان ابدیت از سایت رمان98

 

Novel Femininity to be an eternity

شروع داستان اینجوریه:

هنوز صدای کلیدش در قفل غریبست ..
نگاهم از قاب گوشی و جاسویئچی مارک مینیش به دستاش که بند باریک دور مچ پاشو باز میکرد افتاد ..
ناخوداگاه دستام رفت توی جیبم و به دیوار تکیه دادم.
خریدکرده بود.
کفش ..
ازش پرسیدم: مگه کفش احتیاج داشتی؟
جواب نداد و رفت دستشویی
یادم افتاد که شوهی سابقم همیشه این سوال رو از من میپرسید و منم همیشه حاضر جواب بودم و جواب میدادم کفش مگه خمیر دندونه که وقت نیاز بخری ..!؟
از دیدن کفش خوشحاال بودم و دادی زدم: راستی، تو دستشویی خمیر دندون هست؟
جواب داد اره. قشنگه نه؟ ..سایزش هم هفتاد و هر دو میتونیم بپوشیم.
اصلا فکر نمیکردم سایز پای اونم هفتاد باشه..خیلی خوشحال بودم از اینکه بدون احتیاجی کفش خریده بود که دلم میخواست بهش نگم که دیگه هیچ وقت حق نداره میز کارمو مرتب کنه ..!

خسته بود و ..

 

دانلود رمان جدید روح دزد از محمد محمدی

رمان روح دزد از محمد محمودی

دانلود رمان جدید روح دزد از محمد محمدی

رمان ترسناک جدید روح دزد 

داستان کوتاه ، داستان کوتاه ترسناک ، داستان روح دزد

کپی بدون ذکر منبع حرامه

داستان اینطوری شروع میشه که:

با خواهش و تمنای زیاد به پدرم گفتم: ولی من باید بدونم که توی اون انبار چه چیزی
هست که
شما منو از رفتن به اونجا منع میکنید ..! پدر با دلی گرفته نظری به من
انداخت.مثل اینکه چیزی تو قلبش باعث میشد از آن انباری متنفر باشد و
همین
بیشتر منو شیفته و بیقرار به فهمیدن آن میکرد. با نا امیدی ادامه دادم: لطفا، خواهش می
کنم
من باید بفهمم اون تو چی هست ...!
پدرم هیکلیه با شونه ها ی پهن و تنها نقطه مشابه درون ما موهامونه که مال هردویمان لخت
سیاه و است.پدر به رو به رو خیره
شده بود.انگار خاطره ای برایش زنده ش
ده
بود.مثل اینکه وجود مرا در اتاق فراموش کرده بود.آهی کشیده و بیرون رفتم.ما
در خانه یا بهتر بگویم.کاخی زندگی میکنیم که به گفته ی پدرم از اجد
ادمان به ما
رسیده است.خانه ای با بیست اتاق و کلی راهرو که این اتاق ها را به هم متصل
می کند! خانه ی ما یک هزارتوی واقعی است.به سمت اتاقم حرکت کردم.اتاق
من
در نزدیکی در بود و باید از دو راهروی دیگرنیز می گذشتم تا به اتاقم برسم.دلم
برای مادرم تنگ شده بود.او دوسال پیش وقتی من 12 ساله بودم در اثر

تصادف از دونیا رفته بود ..

تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5 صفحه بعد
x
با سلام آدرس چت روم عوض شده است برای ورود اینجا کلیک کنید !

اول چت

با تشکر مدیریت چت روم